روزی روزگاری، شاهزاده خانمی بود که در قصری زندگی میکرد. یکی از برجهای این قصر دوازده پنجره داشت.
بخوانید
مدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 711
روزی روزگاری، شاهزاده خانمی بود که در قصری زندگی میکرد. یکی از برجهای این قصر دوازده پنجره داشت.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 768
زن جادوگری بود که سه پسر داشت و پسرها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 823
یکی بود یکی نبود، پادشاهی بود که تنها پسرش عاشق دختر پادشاه قدرتمند سرزمین همسایه شده بود. اسم شاهزاده خانم، مالین بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 421
هیزمشکن فقیری در کلبهای کوچک در حاشیه جنگلی دوردست با همسر و سه دخترش زندگی میکرد.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 227
یکی بود یکی نبود، زن و شوهری با فرزند کوچکشان در دره ای زیبا، دوردست و خلوت زندگی میکردند.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 515
در روزگاران قدیم هر صدایی احساس خاصی برمیانگیخت و ویژگی خاص خود را داشت.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 194
یکی بود یکی نبود، روزگاری دختر جوان زیبایی بود که مادرش را ازدستداده بود و مادر ناتنی روزگارش را سیاه کرده بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 1,192
صبح لطیف و زیبایی بود؛ زمان درو گندم سیاه. آفتاب در آسمان میدرخشید، نسیم صبحگاهی خوشههای طلایی ذرت را میتکاند
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 329
یکی بود یکی نبود، روستایی فقیری بود به نام کِرِبس. روزی کِربس با یک گاری که دو اسب آن را میکشیدند باری از هیزم را به شهر برد
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 634
یکی بود یکی نبود، پسرک چوپانی بود که به حاضرجوابی شهرت داشت. آوازه او به گوش پادشاه هم رسید.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر