Blog Layout

قصه کودکانه: بز زنگوله پا / گرگ بدجنس، شنگول و منگول و حبه انگور

قصه کودکانه: بز زنگوله پا / گرگ بدجنس، شنگول و منگول و حبه انگور 4

روزی بود، روزگاری بود. در یک جنگل قشنگ با درخت‌های بلند، روی زمین خدا، زیر درخت چنار کلبه‌ای بود خیلی قشنگ. توی آن کلبه، بزک قصه‌ی ما با سه بزغاله‌ی قشنگ زندگی می‌کرد.

بخوانید

قصه کودکانه روسی: بز نادان / عاقبت دروغ و زورگویی/ از مجموعه داستان‌های ملی روسیه

قصه کودکانه روسی بز نادان (11)

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ‌کس نبود. در روستای پشت جنگل سبز، پیرمرد و پیرزنی با نوه‌ی کوچکشان زندگی می‌کردند. آن‌ها نَه گاو داشتند، نَه گوسفند و نه مرغ و خروس؛

بخوانید

داستان کودکانه: شکفتن در عطش و آتش / زندگینامه حضرت زینب سلام‌الله علیها برای کودکان

شکفتن در عطش و آتش داستان زندگانی حضرت زینب سلام‌الله علیها (8)

صدای گریه و بی‌تابی طفل در فضای خانه پیچیده بود. فاطمه (سلام‌الله علیها) سراسیمه از ایوان به‌طرف گهواره رفت. یک دنیا لطف و مهربانی بر سیمای نورانی‌اش موج می‌زد.

بخوانید