حضرت مسیح، در آن زمانی که هنوز زنده بود، شبی با پترس مقدس به خانه یک آهنگر رفت.
بخوانید
مدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 323
حضرت مسیح، در آن زمانی که هنوز زنده بود، شبی با پترس مقدس به خانه یک آهنگر رفت.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 1 595
یکی بود یکی نبود، دخترکی لجباز بود که هرگز حرف مادرش را گوش نمیکرد و به همین دلیل خدا از او راضی نبود.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 347
سربازی اخراجی که چیزی برای خوردن نداشت، نمیدانست چگونه گذران کند. او بهطرف جنگل رفت و کمی که در آن پیش رفت، شیطان را در هیبت مردی کوتوله دید.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 1,825
روزی از روزهای یک زمستان سخت که برفی سنگین روی زمین نشسته بود، پسرکی بیچاره مجبور بود با سورتمه به جنگل برود و هیزم بیاورد.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 265
یک سرباز نترس و بیباک به هیچچیز اهمیت نمیدهد. روزی چنین سربازی از کارش برکنار شد. او که کار دیگری بلد نبود، نمیتوانست پولی دربیاورد، برای همین سرگردان شده بود
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 226
روزی روزگاری، پادشاهی بود که یک دختر داشت. او دستور داده بود کوهی بلورین درست کنند
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 485
در روزگاران خیلی خیلی قدیم، آن زمانی که فرشتگان روی زمین سرگردان بودند، باروری و حاصلخیزی زمین خیلی بیشتر از حال بود؛
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 415
یکی بود یکی نبود، دهقانی شرور و فریبکار بود که حقهبازی او حدومرزی نداشت. یکی از حقههای او دست انداختن ارواح خبیثه بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 170
چقدر موجب خوشبختی و راحتی است که پسری به همه حرفهای دیگران با دقت گوش دهد؛
بخوانیدمدیر ایپابفا افسانههای برادران گریم 0 741
روزی روزگاری، یک دزد با همدستانش در جنگلی بزرگ زندگی میکرد. آنها در غارها با پشت صخرهها پنهان میشدند
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر