Blog Layout

داستان کودکانه و آموزنده «مارتین در دهکده» درباره زیبایی‌های روستا و مهربانی با حیوانات اهلی

مارتین در دهکده

در این قسمت از مجموعه داستان‌های مارتین، «دختر مهربان»، مارتین به روستا می‌رود تا چند روز در خانه عمه لوسی بماند. لوسی با حیوانات مزرعه بازی می کند و به پرنده ها غذا می دهد و حسابی به او خوش می گذرد...

بخوانید

داستان کودکانه و آموزنده «مارتین به مدرسه می‌رود» – اهمّیت تحصیل برای کودکان

جلد کتاب داستان آموزنده مارتین به مدرسه می رود

مارتین یک دختر کوچولوی بامزه است. در این قصه مارتین به مدرسه می رود و چیزهای خوبی در مدرسه یاد می‌گیرد. مارتین می‌داند که درس خواندن و تحصیلات چقدر برای بچه ها و کودکان لازم و ضروری است.

بخوانید

قصه کودکانه «ماجراهای نخودی» این داستان «سقوط حاکم»

ماجراهای نخودی سقوط حاکم- ایپابفا

در قسمت قبل خواندیم که حاکم ظالم، برای گرفتن نخودی، سروقت بی‌بی رفت و او را به زندان انداخت. نخودی هم که دیگر طاقتش تمام شده بود با کمک مورچه‌ها، موریانه‌ها، اسب‌ها و دارکوب‌ها ومردم روستا به قصر حاکم حمله کرد و ...

بخوانید

قصه کودکانه «ماجراهای نخودی» این داستان «بی‌بی در زندان حاکم»

ماجراهای نخودی - بی‌بی در زندان حاکم

مدت‌ها بود که به فکر انتقام گرفتن از حاکم ظالم بود. یک روز دوست نخودی به او خبر می دهد که ماموران حاکم، «بی‌بی» یعنی مادر نخودی را به زندان انداخته اند. همین اتفاق، نخودی را مصمّم می سازد که هرچه زودتر با حاکم ظالم وارد مبارزه شود...

بخوانید

قصه کودکانه «ماجراهای نخودی» این داستان: نخودی و «کره اسب سفید»

نخودی و کره اسب سفید

نخودی که از دست ماموران حاکم ظالم به کوه و صحرا فرار کرده بود در کنار چشمه آب،کره اسبی را می بیند و تصمیم می گیرد آن را بگیرد و سوارش شود. اما کره اسب می‌گوید که پای مادرش آسیب دیده و نخودی به کمک اسب می‌رود.

بخوانید

قصه کودکانه «ماجراهای نخودی» این داستان: قصه عبرت‌آموز «گربه سفید»

نخودی قصه گربه سفید

نخودی کم‌سن و سال بود اما خیلی عجله داشت تا به سر کار برود و درآمدی پیدا کند. بی‌بی که عجله نخودی را دید به او گفت نباید عجله کند و قصه عبرت‌آمیز «گربه سفید» را برایش تعریف کرد ...

بخوانید

قصه کودکانه «ماجراهای نخودی» این داستان: نخودی و ملکه مورچه‌ها

نخودی

یک روز نخودی برای کار پیش ارباب روستا رفت اما ارباب به نخودی توهین کرد و نخودی که حسابی عصبانی شده بود به همراه دوستش به صحرا رفت و آنجا با ملکه مورچه ها آشنا شدند. ملکه مورچه ها قول داد یک روز به نخودی کمک کند ...

بخوانید

قصه کودکانه «مارتین در پارک» داستان‌های مصور رنگی برای کودکان

مارتین در پارک

ماجرای یک روز بازی و شادی کودکان در پارک - مارتین و ژان به همراه خانواده خود به پارک می‌روند و با انواع و اقسام وسایل بازی و تفریحات پارک، بازی می کنند و خوش می‌گذرانند...

بخوانید

داستان آموزنده و کودکانه «مارتین در خانه» آموزش خانه‌داری و نظافت منزل به کودکان

مارتین در خانه

مارتین و ژان در خانه تنها بودند. مامان هم به شهر رفته بود. آن دو تصمیم می گیرند خانه را مرتب کنند تا وقتی مادر آمد حسابی خوشحال شود. بعد یادشان آمد که امروز روز مادر است. برای همین، هدیه‌ای هم برای مامان آماده کردند.

بخوانید