Blog Layout

قصه‌های قرآن: داستان حضرت نوح از پیامبری تا طوفان ویرانگر

قصه-قرآنی-حضرت-نوح

پس‌ازاینکه شماره فرزندان آدم زیاد شد و درروی زمین پراکنده شدند بسیاری از آن‌ها به فریب شیطان، بت‌پرست شدند و پندهای شیث و دانایان دیگر را نشنیدند و کارهای بد در میان مردم زیاد شد.

بخوانید

قصه‌های قرآن: داستان آفرینش حضرت آدم و حوا و فرزندانشان

قصه-قرآنی-داستان-حضرت-آدم-و-حوا

یکی بود یکی نبود. در آغاز خدا بود و غیر از خدا هیچ‌کس نبود. خدا فرشتگان را آفرید؛ و جهان را و زمین را آفرید؛ و فرشتگان خدا را پرستش می‌کردند و خدا بر روی زمین گیاه‌ها و جانوران پدید آورد؛ و در زمین آدمی نبود.

بخوانید

داستان علمی تخیلی کودکان: سفرهای علمی || پرواز درون حباب‌ها و چرخۀ آب

کتاب داستان علمی تخیلی کودکانه سفرهای علمی پرواز، درون حباب‌ها: چرخۀ آب

وندا سطل را به دست آرنولد داد و او را به‌طرف دستشویی دخترها که نزدیک‌تر بود، برد تا کمی آب بیاورند. آرنولد باعجله درپوش لاستیکی دستشویی را گذاشت و شیر آب را باز کرد و گفت: «زود باش وندا! نمی‌خواهم کسی مرا اینجا ببیند.»

بخوانید

قصه‌ی خیالی کودکانه: سفر به سرزمین ابرها || در سرزمین پریان

کتاب قصه کودکانه سفر به سرزمین ابرها

یک روز که تام و خواهرش «هالی» در باغ بازی می‌کردند یکی از دندان‌های تام افتاد. هالی گفت: «مواظب باش این دندان را گم نکنی، آن را توی یک لیوان آب بگذار تا پری دندان‌ها بیاید و آن را با خود ببرد.»

بخوانید

قصه‌ی کودکانه روسی: پسری که بزغاله شد || آلِنوشکا و ایوانوشکا

کتاب قصه کودکانه روسی پسری که بزغاله شد

روزی بود، روزگاری بود. در یک جای خیلی دور، پیرمرد و پیرزنی زندگی می‌کردند. آن‌ها یک دختر زیبا و یک پسر کوچک داشتند. از شانس بد آن‌ها، پیرمرد و پیرزن از دنیا رفتند و خواهر و برادر تنها ماندند.

بخوانید

داستان کودکانه: سفرهای گالیور || یک غول در سرزمین آدم کوچولوها

کتاب داستان کودکانه سفرهای گالیور

سال‌ها پیش پزشک جوانی بود به نام گالیور. او پزشک مخصوص یک کشتی بود. روزی از روزها، وقتی گالیور سوار کشتی، به وسط دریا رفته بود، دریا توفانی شد. هرلحظه که می‌گذشت، توفان و رعدوبرق شدیدتر می‌شد، ناگهان موج بلندی آمد و کشتی را به زیر آب برد.

بخوانید