دنیای جوانان

داستان کوتاه «سه قطره خون» / صادق هدایت

داستان-کوتاه-سه-قطره-خون

ديروز بود كه اطاقم را جدا كردند، آيا همان‌طوری كه ناظم وعده داد من حالا به كلي معالجه شده‌ام و هفته ديگر آزاد خواهم شد؟ آيا ناخوش بوده‌ام؟ یک سال است، در تمام اين مدت هرچه التماس مي‌كردم كاغذ و قلم مي‌خواستم به من نمي‌دادند.

بخوانید

داستان کوتاه «بله، نيروانايى در كار نيست» / کورت ونه‌گات جونیور

داستان-کوتاه-بله،-نيروانايى-در-كار-نيست

يکی از کشيش‏‌های فرقه يونيتاريسم  که شنيده بود رفته‌‏ام پيش ماهاريشی ماهش، پيرو مرادِ بيتل‌‏ها و داناون و ميافارو، آمد ديدنم و پرسيد «شياده؟» اسم اين کشيش چارلی‏يه. پيروان فرقه يونيتاريسم به هيچ چيز اعتقاد ندارند. من هم پيرو همين فرقه‌‏ام.

بخوانید