شارون با پدرش توی درمانگاه نشسته! شارون عروسکش جرجی رو هم با خودش آورده! جرجی یک میمون قرمز خیلی نرمه و شارون اون رو با خودش همه جا میبره!
بخوانیدقصه کودکانه مامان مرغه سرش شلوغه
مامان مرغه روی تخم مرغهاش نشسته بود! اون حسابی صبر کرده بود تا جوجههای نازش، تخمها رو بشکونن و بیان بیرون!
بخوانیدقصه کودکانه خونهی مامان بزی
روزی روزگاری، در یک دهکدهی خیلی زیبا، حیوانات زیادی در کنار هم با شادی زندگی میکردن! مامان بزی یک خونهی خیلی بزرگ توی این دهکده داشت!
بخوانیدداستان کودکانه اسب آبی شاد
اسب آبی کوچولو، خیلی شاد و خوشحاله! اون میخواد برقصه و شادی کنه! اون روی زمین خاکی می پره بالا و میپره پایین!
بخوانیدهفته دهم بارداری: وضعیت مادر و جنین در هفته دهم بارداری
در هفته دهم بارداری شما هنوز حالت تهوع دارید و خیلی از صبحها بهسختی سپری میشود و کافی است کمی دیگران را تحمل کنید، اما شرایط بهتر خواهد شد و کافی است شما کمی دیگران را تحمل کنید
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر