قصه کودک: روزي روزگاري در سرزميني دور، شاه و ملکه اي بودند که يازده پسر و يک دختر داشتند. اين خانواده زندگي خوش و راحتي داشتند. بچه ها در ناز و نعمت زندگي مي کردند. اما روزي رسيد که خوشي و راحتي آنها تمام شد.
بخوانید
مدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 4,860
قصه کودک: روزي روزگاري در سرزميني دور، شاه و ملکه اي بودند که يازده پسر و يک دختر داشتند. اين خانواده زندگي خوش و راحتي داشتند. بچه ها در ناز و نعمت زندگي مي کردند. اما روزي رسيد که خوشي و راحتي آنها تمام شد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 0 2,415
دریکی از روزهای خوب، کودکی به دنیا چشم گشود که بعدها یکی از مشهورترین زنان جهان شد.در حقیقت یکعمر کار و کوشش او درراه بهبود حال بیماران سبب شد که امروزه به یاد این زن مهربان باشیم .
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, ژول ورن 2 947
دراین موقع بحرانی مرگ قاضی ریبرو که جون داکوستا بار امیدواری فراوانی داشت ضربه بسیار مهلکی بشمار میامد. ریبرو قبل از اینکه به مقام قاضی شهر مانو برسد از زمانهای پیش جون داكوستا را میشناخت و زمانی که بماتهام همکاری با دزدان الماس دستگیر شد
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, ژول ورن 0 1,797
این حرف را که در بالا میبینید ظاهراً شباهت زیادی به حروف لاتن دارد، اما جملات آن درهم نوشته شده و به هیچ زبانی شباهت ندارد، مردی که این نوشته عجیب و اسرار آمیز را در دست گرفته بود مدتی چشمان خود را بان دوخت
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 684
غرب تونگا به مدتی طولانی، افق خط آبیرنگ و صاف و یکنواختی بود که اقیانوس آرام را از آسمان جدا می کرد. بالگرد نیروی دریایی با فاصله ای اندک از امواج پیش می رفت. با وجود سروصدا و لرزش پره ها، نورمن جانسون خوابیده بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 563
قدرت سایه بت بر روی تختش در آزمایشگاه نشست و به ورقه ای که نورمن به او داده بود نگاه کرد و گفت: «آه، خدای من.» موی ضخیم و مشکی خود را از صورتش کنار زد و پرسید: «چطور ممکنه؟»
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 620
پس از حادثه نورمن به تعدادی چراغ در چشم اندازی عجیب و زاویه دار نگاه می کرد. نشست و، در حالی که احساس درد می کرد، به اطرافش نگریست. او روی کف استوانه «د» نشسته بود. در هوا کمی غبار دیده می شد.
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 702
مذاکرات با بیگانه بارنز گفت: «نورمن، اون طور که یادم میاد این موضوع رو در گزارشت نوشته بودی مگه نه؟ احتمال اینکه موجودی بیگانه بتونه ذهن ما رو بخونه.»
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 806
پیامهای بعدی پس از یک ساعت عروسهای دریایی آنجا را ترک کردند. رفتنشان هم مانند آمدنشان مبهم و اسرارآمیز بود. بیرون از زیستگاه، جسد ادموندز را دیدند که بر کف اقیانوس افتاده بود و با جریان آب به عقب و جلو می رفت.
بخوانیدمدیر ایپابفا رمان, مایکل کرایتون 0 828
آزمایش شونده نورمن در دفتر یادداشتش نوشت: آزمایش شونده ریاضیدانی سیاهپوست و سی ساله است که سه ساعت داخل کره ناشناخته ای به سر برده است. پس از خروج از کره بیهوش و منگ بود؛
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر