همان مرد کور، دوست قدیمی زنم. بله، خود او داشت میآمد شب را پیش ما بماند. زنش مرده بود. برای همین آمده بود به دیدن قوم و خویشهای زن مردهاش در کانتیکت.
بخوانید
مدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 1,281
همان مرد کور، دوست قدیمی زنم. بله، خود او داشت میآمد شب را پیش ما بماند. زنش مرده بود. برای همین آمده بود به دیدن قوم و خویشهای زن مردهاش در کانتیکت.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 1 379
وقتی که میس امیلی گریرسن مرد، همۀ اهل شهر ما به تشییع جنازهاش رفتند. مردها از روی تأثر احترامآمیزی که گویی از فروریختن یک بنای یادبود قدیم در خود حس میکردند...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 5 5,355
این قصه، قصه ماجراجویی های یک قهرمان شجاع است. قهرمان شجاع، مرد باایمان و پرزوری است که از نیرو و توان خود برای کمک به نیازمندان استفاده میکند و هرجا نیاز به کمک باشد، برای کمک به ستمدیدگان دل به خطر میزند.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 3 1,498
این قصه، قصه اسارت و آوارگی قوم بنی اسراییل است. قومی که به سبب ظلم و ستم و کفر و شرک، دو بار گرفتار عذاب الهی شدند و سرزمین خود را از دست دادند. ظلم و ستم هیچگاه عاقبت خوبی ندارد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 1,660
این قصه آموزنده درباره تمیزی و نظافت است. ماجرا اینکه، توی یک بازارچه، کاسبهای محل نظافت بازارچه را رعایت نمیکردند. برای همین، بازارچه پر از مگس و زنبور شده بود و باعث ناراحتی همه شده بود...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 1,498
قصه های آموزنده «غاز و راز» - 5 قصه آموزنده درباره حرص، غرور، طمع، دروغ و حرف زور
بخوانیدمدیر ایپابفا آموزش تولید محتوا 0 658
واقعاً چنین چیزی امکان دارد؟ واقعاً میشود تصاویر را به متن تبدیل کرد؟ در یک کلمه، بله! امکان دارد. شما میتوانید بهجای تایپ کردن دستی متن نوشتهها، تصاویر آنها را به متن تبدیل کنید. اما به لحاظ فنی، اتفاقی که میافتد «تبدیل کردن» نیست؛ بلکه «شناسایی حروف» و «بازسازی متن» …
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 3,301
روزگاری یک چراغ جادو وجود داشت که یک غول درون آن زندگی میکرد. هرکس صاحب این چراغ میشد، ارباب غول میشد و غول سهتا از آرزوهایش را برآورده میساخت. ازقضا علاءالدین یا همان علیبابا ارباب غول شد و به آرزوهایش رسید...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 5,576
روزی روزگاری در یک دشت، یک کندوی عسل بود. یک روز زنبورهای وحشی به کندو حمله کردن و ملکه زنبورها را کشتند. زنبورهای عسل نمی توانستند بدون ملکه زندگی کنند. برای همین، پسر ملکه برای یافتن یک ملکه جدید به سرزمینهای شمالی رفت و ماجراهای بسیاری را پشت سر گذاشت...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 2,868
قصهها همیشه پایان خوشی ندارند. من که از خواندن این قصه بهتزده شدم. حتی کمی ترسیدم. این قصه، آخر و عاقبت هرکسی است که با دشمن خود دوستی و مهربانی کند. مثل کسانی که که دولت آمریکا را دوست خود میدانند.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر