خانم غازه از پنجره کلبه کوچکش به بیرون نگاه میکرد و گفت: اوه، چه صبح سردی است. چه قدر زمین یخ بسته است.
بخوانید
مدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 3,157
خانم غازه از پنجره کلبه کوچکش به بیرون نگاه میکرد و گفت: اوه، چه صبح سردی است. چه قدر زمین یخ بسته است.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 1,592
در کنار برکهای که محل زیست پرندگان وحشی بود پسرکی به اسم محمد برای گردش، آرامآرام قدم میزد
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 1,510
مرد از خواب که برخاست، دندانهایش را مسواک زد و صورتش را شست و لباس خانه راهراهش را پوشید و موهای سرش را بهدقت شانه زد، دفتر کاهی و خودکارش را برداشت
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 1,501
هر سه نفر شک ندارند که: درست سر ساعت پنج یا پنج و نیم و یا شش و سه دقیقه و دو ثانیه وقتی آقای صلواتی در را باز کرد از دیدن آن عنق منکسر و ریش نتراشیده و موهای شانه نکردهاش، چرت هر سه تاشان پاره شد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 743
روزی بود و روزگاری و شهری بود به اسم علیآباد که چنین بود و چنان...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان علمیتخیلی 0 1,591
ماجرا درباره گروهی دانشمند زیست شناس است که قصد دارند که با حمایت مالی یک میلیادر در جزیره ای واقع در کاستاریکا که پارکی تفریحی بسازند...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان علمیتخیلی 0 327
جک گلدنی به همراه همسر و فرزندانش زندگی میکند. او استاد مطالعات حزب نازی و هیتلرشناسی در دانشگاهی کوچک در مرکز ایالاتمتحده است.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان علمیتخیلی 0 375
سهپایهها، برای کنترل مردم، مغز آنها را در سن چهارده سالگی به کلاهکهایی مجهز میکنند که بر ساختار ذهن انسانها تاثیر میگذارد
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان علمیتخیلی 0 179
برای «باد» پسر ۱۰ سالهی بدون مادر که در یتیمخانه زندگی میکند، اتفاقهایی میافتد؛ «باد» چمدانی پر از وسایل خاص دارد و پدری که هیچگاه او را ندیده است....
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان علمیتخیلی 0 139
مردی فراری و محکوم به جزیره ای مرموز پناه می برد که در آن آثار ساخت و ساز انسان موجود است و به گفته مردم بیماری لاعلاجی در آن جزیره وجود دارد
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر