داستان تصویری کودکانه شادیهای کوچک
بخوانید
مدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 559
داستان تصویری کودکانه شادیهای کوچک
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 899
داستان تصویری کودکانه: سوسک و نخ ابریشم
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 704
داستان تصویری کودکانه: سوپ پوست سوسیس
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 912
در پاسگاه مرز زیاد معطلم نکردند. تذکرهام را بازرسی کردند. عکسش را با قیافهام تطبیق نمودند؛
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 804
احمدعلیخان بیجاری پشت میزش نشسته بود. کت خاکستری رنگی به تن داشت. قیافهاش گرفته بود و یک دسته از موهای جوگندمیاش پایین ریخته بود
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 963
زیرهچی هنوز از پلههای سر بازار بالا نرفته بود و خودش را به خیابان نرسانده بود که باز به یکی از این تفنگ به دوشها برخورد و بیشتر ناراحت شد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 1,174
وقتی کلید چراغ را زدم در تاریکی اتاق که از روشنایی دور چراغ خیابان کمی رنگ میگرفت در رخت خواب فرو رفتم. هنوز رادیو روشن بود
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 491
وقتی صدای در اتاق مرا از خواب پراند، من خواب امتحان آخر سال را میدیدم که میبایست در تهران از شاگردهایم بکنم. رفیق همسفرم زودتر بیدار شده بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 1,740
پدر دو بار دور حیاط گشت و آمد توی اتاق. جانمازش را از روی رف برداشت پای بخاری نشست. جانماز، پارچهی قلمکار یک تخته بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان کوتاه 0 745
آفتاب مغز آدم را داغ میکرد. خیابان کنار شط خلوت شده بود. آمد و رفت بند میآمد. در میان نخلستانهای آن طرف شط، انگار مهی موج میزد.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر