Blog Layout

قصه کودکانه حیوانات در دریا

حیوانات در دریا-کتاب قصه تصویری کودکان2- ایپابفا

یک روز که حیوانات دور هم جمع شده بودند، سگ، خاطرات پدربزرگش در مورد دزدان دریایی را تعریف می کرد. برای همین، حیوانات تصمیم گرفتند دزد دریایی شوند و بازی کنند. اما بچه ها، وقتی بازی می کنیم، نباید دیگران را اذیت کنیم...

بخوانید

قصه کودکانه حیوانات در سرزمین شانگریلا

حیوانات در سرزمین شانگریلا-کتاب قصه تصویری کودکان-ایپابفا -(1)

شانگریلا نام یک سرزمین خیالی است که در آنجا همه چیز حاضر و آماده است. هیچکس کار نمی کند و همه فقط بخور و بخواب هستند. خوشبختانه چنین سرزمینی وجود ندارد و همه باید با همدیگر تلاش کنند و زندگی را بسازند...

بخوانید

کتاب قصه کودکانه: چهار خرگوش کوچولو به چیدن قارچ می‌روند

چهارخرگوش کوچولو به چیدن قارچ می‌روند-کتاب تصویری آموزش اتحاد و همکاری به کودکان-ایپابفا سایت قصه و داستان (2)

یک روز خرگوش ها با هم به چیدن قارچ رفتند. یکی از خرگوش ها قارچ بزرگی پیدا کرد و آن را برای خودش برداشت و از بقیه خرگوش ها جدا شد. در راه گرگ گرسنه ای او را تعقیب کرد و اگر کمک بقیه خرگوش ها نبود حتماً خوراک گرگ می شد. خرگوش قصه ما فهمید که همه باید با هم اتحاد و یکدلی داشته باشند...

بخوانید

قصه کودکانه: نوازندگان شهر / قصه خر آوازخوان

نوازندگان شهر-قصه خر آوازخوان برای کودکان-ایپابفا سایت قصه و داستان (2)

روزی روزگاری خری زندگی می کرد که دیگر پیر شده بود.برای همین صاحبش می خواست از دستش خلاص شود.خر بیچاره از دست صاحبش فرار کرد و در راه به سگ و گربه و خروسی برخورد که آنها هم از دست صاحبان خود فرار کرده بودند ...

بخوانید

قصه کودکانه قدیمی: هانسل و گرتل / در دام جادوگر

هانسل و گرتل-داستان تصویری کودکان--ایپابفا سایت قصه و داستان (2)

هانسل و گرتل دو خواهر و برادر بودند که به همراه پدر و نامادریشان در جنگل زندگی می کردند. آن سال قحطی بدی شده بود و غذا برای خوردن نبود.برای همین، نامادری می خواست آنها را در جنگل رها کند تا از گرسنگی بمیرند. اما آنها هر بار نجات می یافتند تا اینکه به خانه یک جادوگر بدجنس رسیدند ...

بخوانید

قصه مصور کودکانه: سفیدبرفی و گل قرمزی

قصه مصور کودکانه: سفیدبرفی و گل قرمزی 2

سفیدبرفی و گل قرمزی دوتا خواهر بودند که با هم در یک جنگل قشنگ زندگی می کردند. یک روز زمستان، یک خرس به کلبه آنها آمد و با آنها دوست شد. اما آن خرس یک خرس معمولی نبود بلکه شاهزاده زیبایی بود که توسط یک کوتوله بدجنس طلسم شده بود ...

بخوانید

داستان فانتزی: سفیدبرفی و هفت کوتوله

داستان فانتزی: سفیدبرفی و هفت کوتوله 3

سفیدبرفی دختر زیبایی بود. آنقدر زیبا که زن پدرش که ملکه آن سرزمین بود به زیبایی او حسادت می کرد. برای همین سعی کرد سفیدبرفی را از میان بردارد. سفیدبرفی ماجراهای زیادی داشت. اما باز هم زیباترین دختر آن سرزمین باقی ماند ...

بخوانید