من از خدا میخواستم که به زیارت مهدی علیه السلام نائل شوم. شبی در خواب دیدم که در فلان وقت او را مشاهده خواهم کرد.
بخوانیدBlog Layout
داستانهای امام زمان (عج): نوجوان ماه سیما!
گروهی از مفوضه و مقصّره، کامل بن ابراهیم مدنی را برای مناظره نزد امام حسن عسکری علیه السلام فرستادند.
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): دعوت مولای خود را بپذیرید!
بعد از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام عدّهای از مردم قم به سامرا آمدند، آنها اموالی را به همراه خود آورده بودند
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): من قائم آل محمّد هستم!
در همدان طایفه ای زندگی میکردند که معروف به «بنی راشد» بودند، و همه آنها شیعه بوده و پیرو مذهب امامیه بودند.
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): پنداشتی که تو را نمیبینم؟!
پنجاه و چهار بار به سفر حجّ مشرّف شده بودم. سفر آخری بود، شبی زیر ناودان کعبه در سجده مشغول دعا و تضرّع بودم
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): عجز مأموران خلیفه از دسترسی به آقا!
روزی معتضد، خلیفه عبّاسی ما را - که سه نفر بودیم - احضار نمود
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): در جستجوی او!
من اهل کشمیر هندوستان هستم، من به همراه سی و نه نفر دیگر در خدمت پادشاه هند بودم، همه ما تورات و انجیل و زبور را خوانده بودیم.
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): بایست و تکان نخور!
مردی ایرانی را دیدم که میگفت: به سامرا رفتم وقتی مقابل منزل امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): صاحب الامر کیست؟
به حضور امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم. حضرت علیه السلام در سکوی جلوی خانه نشسته بود.
بخوانیدداستانهای امام زمان (عج): من بقیة اللّه در زمین هستم!
به حضور امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم. میخواستم از ایشان سؤال کنم که جانشین آن امام همام علیه السلام کیست؟
بخوانید