قصه کودکانه: بهزودی پینگو صاحب یک برادر کوچک خواهد شد. مادرش یک تخم بزرگ گذاشته است و درحالیکه روی آن نشسته، یک کلاه نو هم برای پینگو میبافد. پدر هم لباسها را میشوید.
بخوانیدRecent Posts
داستان کودکانه: مارمولک کوچولوی دُمبریده | فایدهی دُم برای حیوانات
قصه کودکانه: یک بچه مارمولک دارد روی دیوار بازی میکند. مارِ بزرگی میآید و دُمش را گاز میگیرد. مارمولک کوچولو با تمام قدرتش پا به فرار میگذارد؛ اما دیگر دُمش کنده شده است.
بخوانیدداستان کودکانه: مردی که میخواست تا ابد زنده بماند | فرار از مرگ
داستان کودک: روزی بود و روزگاری. مردی بود که میخواست تا ابد زنده بماند. اسمش بودکین بود. او در دهکدۀ کوچکی میزیست که بر کنارۀ رودی در درهای رام و آرام بود که تپههایی سبز و نرم، دورتادورش را گرفته بود.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر