بایگانی/آرشیو برچسب ها : حلزون

قصه کودکانه: حلزونی که خانه‌اش را دوست نداشت

قصه-کودکانه-حلزونی-که-خانه‌اش-را-دوست-نداشت

در جنگلی زیبا و سرسبز، میان حیوانات گوناگون و درخت‌های جورواجور، حلزون کوچولویی زندگی می‌کرد. هر شب، وقتی هوا تاریک می‌شد و همه‌ی حیوانات به لانه‌های خودشان برمی‌گشتند، حلزون کوچولو هم به خانه‌ی صدفی شکل و زیبایی که روی پشتش بود می‌رفت.

بخوانید

قصه کودکانه: خانواده خوشبخت ، دنیای کوچک حلزون‌ها || هانس کریستین اندرسن

قصه-های-هانس-کریستین-اندرسن-خانواده-خوشبخت

شاید بدانی که گل نیلوفر دور هر درخت، ستون و مجسمه‌ای می‌پیچد و بالا می‌رود. اگر جای این گیاه، گرم و مرطوب باشد، خیلی زود رشد می‌کند و همه دیوارها و اشیایی را که سر راهش باشند با برگ‌های سبز خود می‌پوشاند.

بخوانید

قصه کودکانه: حلزون و بوته گل سرخ || هانس کریستین اندرسن

قصه-های-هانس-کریستین-اندرسن-حلزون-و-بوته-گل-سرخ

باغ زیبایی بود که اطراف آن از بوته‌های فندق پوشیده شده بود. در آن‌سوی بوته‌ها مزارع زیبایی وجود داشت که گوسفندان و گاوها در آن می‌چریدند. در این باغ یک بوتۀ پر از گل سرخ بود و زیر آن حلزونی زندگی می‌کرد که هیچ‌چیز به‌جز خودش برایش مهم نبود و در این دنیا فقط به خودش فکر می‌کرد.

بخوانید