توی یک مزرعه قشنگ لابلای خوشه های گندم چند شاخه گل قشنگ روییده بود و یاسمن که به همر اه نسترن، خواهرش، توی مزرعه قدم می زدند تصمیم گرفت که اون شاخه گل زیبا رو بچینه و با خودش به خونه بیاره.
بخوانیدTimeLine Layout
تیر, ۱۴۰۱
-
۴ تیر
قصه صوتی کودکانه: یک دسته گل برای مادر / مریم نشیبا
دختری به نام سحر با خانواده اش توی یک شهر کوچک زندگی می کرد. سحر یک خواهر و دو برادر بزرگتر داشت. روز تولد مادر سحر نزدیک می شد و بچه ها تصمیم گرفتند برای مادر هدیه بخرند.
بخوانید -
۳ تیر
قصه صوتی کودکانه: درخت انار سحرآمیز: یک افسانه چینی / مهناز محمدقلی
خیلی خیلی پیشها، قدیمها، کنار یک دِه، دوتا برادر، توی یک کلبهی گِلی که خیلی کهنه شده بود زندگی می کردند. تنها دارایی آنها یگ گاو بود و دو تکه زمین. برادر کوچکتر این گاو را خیلی دوست داشت.
بخوانید -
۳ تیر
قصه صوتی کودکانه: الی الاغه / مهناز محمدقلی
الاغی بود که در جزیرهی کوچکی زندگی می کرد. همه صداش میکردند: «اُلی». خانم الاغه هرروز توی جزیره میگشت، علف میخورد و با مرغهای دریایی صحبت میکرد...
بخوانید -
۳ تیر
قصه صوتی کودکانه: مزرعه آقا موشه / مهناز محمدقلی
آخرین روزهای پاییز بود و هوا سرد و برفی. آقاموشه کیسهی گندمی به دوش گرفته بود و آن را به خانه می برد. او خوشحال بود که یک غذای حسابی برای زمستان گیر آورده...
بخوانید -
۱ تیر
قصه صوتی کودکانه: یک دوست خوب / ماجرای دوست تازه
یک شب توی آسمون ولوله به پا بود،همه ستاره ها می خواستند از اتفاقات زمین خبر دار بشوند، همین موقع یک ستاره کوچولو تصمیم گرفت که به زمین بره و خبرها رو برای بقیه ستاره ها بیاره و دوست تازه ای برای ستاره ها پبدا کنه.
بخوانید -
۱ تیر
قصه صوتی کودکانه: یک روز به یاد ماندنی / داستان عید قربان
یک روز مادر فریماه و علیرضا بچه ها رو برای عید دیدنی خونه مادر و پدربزرگ بردند. پدربزرگ و مادربزرگ گوسفد چاق و چله ایی برای قربانی کردن تهیه کرده بودند و بچه ها برای پخش گوشت نذری به اونها کمک کردند.
بخوانید -
۱ تیر
قصه صوتی کودکانه: یک روز خوب / حال و هوای محرم
زهرا کوچولو توی ماه محرم با مادرش به مسجد به کودکی که تشنه اش شده بود و از مادرش آب می خواست، آب میده. زهرا دوباره با یک پارچ آب بین عزاداران توی مسجد می چرخه و به همه آب میده و خیلی خوشحال میشه که تونسته توی عزاداری ها کمک کنه.
بخوانید -
۱ تیر
قصه صوتی کودکانه: یک شب به یاد ماندنی / بچه ها نباید خجالتی باشند
توی یک شب قشنگ و پر ستاره، مهتاب خانوم صدای گریه آرمان کوچولو رو می شنوه که برای پیدا کردن دوست دچار مشکل شده و داره گریه می کنه.
بخوانید
خرداد, ۱۴۰۱
-
۳۱ خرداد
قصه صوتی کودکانه: راز کلید | خرگوش کوچولو یه کلید طلایی پیدا کرده
صندوق کهنه و قدیمی ایی گوشه جنگل افتاده بود، همه حیوانات به وجود صندوق عادت کرده بودند. یک روز خرگوش کوچکی کلید طلایی پیدا کرد و به سراغ حیوانات رفت و به دنبال صاحب کلید گشت.
بخوانید