صندوق پرنده، جلد 28 کتابهای طلایی است که در بردارنده سه قصه نوشته هانس کریستین اندرسن است...
بخوانید
مدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 0 1,947
صندوق پرنده، جلد 28 کتابهای طلایی است که در بردارنده سه قصه نوشته هانس کریستین اندرسن است...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 1 3,063
یک روز خرگوش ها با هم به چیدن قارچ رفتند. یکی از خرگوش ها قارچ بزرگی پیدا کرد و آن را برای خودش برداشت و از بقیه خرگوش ها جدا شد. در راه گرگ گرسنه ای او را تعقیب کرد و اگر کمک بقیه خرگوش ها نبود حتماً خوراک گرگ می شد. خرگوش قصه ما فهمید که همه باید با هم اتحاد و یکدلی داشته باشند...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 0 1,533
روزی روزگاری خری زندگی می کرد که دیگر پیر شده بود.برای همین صاحبش می خواست از دستش خلاص شود.خر بیچاره از دست صاحبش فرار کرد و در راه به سگ و گربه و خروسی برخورد که آنها هم از دست صاحبان خود فرار کرده بودند ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 1 4,099
هانسل و گرتل دو خواهر و برادر بودند که به همراه پدر و نامادریشان در جنگل زندگی می کردند. آن سال قحطی بدی شده بود و غذا برای خوردن نبود.برای همین، نامادری می خواست آنها را در جنگل رها کند تا از گرسنگی بمیرند. اما آنها هر بار نجات می یافتند تا اینکه به خانه یک جادوگر بدجنس رسیدند ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 2,834
سفیدبرفی و گل قرمزی دوتا خواهر بودند که با هم در یک جنگل قشنگ زندگی می کردند. یک روز زمستان، یک خرس به کلبه آنها آمد و با آنها دوست شد. اما آن خرس یک خرس معمولی نبود بلکه شاهزاده زیبایی بود که توسط یک کوتوله بدجنس طلسم شده بود ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 0 2,679
سفیدبرفی دختر زیبایی بود. آنقدر زیبا که زن پدرش که ملکه آن سرزمین بود به زیبایی او حسادت می کرد. برای همین سعی کرد سفیدبرفی را از میان بردارد. سفیدبرفی ماجراهای زیادی داشت. اما باز هم زیباترین دختر آن سرزمین باقی ماند ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 12,746
یک روز جوجه کوچولو داشت در باغ قدم می زد که یک سیب سرخ ازهوا افتاد روی سرش. جوجه کوچولو فکر کرد یکی داره سر به سرش میذاره، برای همین به سراغ دوستانش رفت و علم شنگه ای به پا کرد تا بفهمه کار کی بوده! آخر قصه، جوجه درس خوبی یاد گرفت. یاد گرفت که نادانی خیلی بده ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 4,040
بچه ها تنبلی کار خیلی بدیه! قصه این جوجه تنبل را بخوانید تا بفهمید که هر کس خودش باید کار خودش را انجام دهد و کارش را به دوش دیگران نیندازد ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 3,136
در این داستان قشنگ، بچه ها به سیرک می روند و از تماشای حیوانات و برنامه رقص و بندبازی حسابی لذت می برند ...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 1,915
یک روز جانی و سوفی برای گردش به رودخانه رفتند .در این ماجراجویی کوچک، آنها پرندگان، ماهی ها و حشرات زیادی دیدند و تجریه های زیادی آموختند ...
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر