ناقلا واقعاً یک گربه ناقلا بود و همه اش به دنبال شکار پرنده ها بود. اما ماجراهای این قصه درس خوبی به ناقلا داد تا دست از آزار و اذیت پرنده ها بردارد.
بخوانید
مدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 0 10,455
ناقلا واقعاً یک گربه ناقلا بود و همه اش به دنبال شکار پرنده ها بود. اما ماجراهای این قصه درس خوبی به ناقلا داد تا دست از آزار و اذیت پرنده ها بردارد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان, دنیای کودکان 0 2,197
«گربه چکمه پوش» قصه گربه عجیب و سخنگویی است که بسیار زررنگ است و با هزار حقه و ترفند، صاحب فقیر خود را به پادشاهی می رساند.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 1 1,157
پیتر پسر آسیابان بود.وقتی پدرش مرد از همه مال دنیا یک گربه به او ارث رسید. پیتر خیلی ناراحت بود؛ اما گربه خیلی از پیتر زرنگتر بود و برای پیتر کارهایی کرد که ارزشش خیلی بیشتر از کل دارایی های آسیابان پیر بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 1 8,421
انسان در همه حال باید بر خدا توکل کند. اگر شما یک سنگ جادویی داشته باشید که آرزوهای شما را برآورده سازد چه کار می کنید؟ دلتان را به سنگ می سپارید یا به خدا؟ پس این قصه را بخوانید.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 0 2,691
یک روز عمو دونالد یعنی همان «دونالد داک» معروف به همراه برادزاده هایش یک نقشه گنج دست گرفت و به دنبال یافتن گنج دزدان دریایی رفت.آنها با ماجراهای زیادی روبرو شدند.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 0 709
فیندرلا یک دختربچه نقنقو و بیتربیت بود که نتیجه تربیت نادرست پدرومادرش بود. خانواده فیندرلا نه اسم درستی روی او گذاشته بودند و نه از روش تربیتی درستی برای تربیت این دختربچه استفاده کرده بودند. نتیجه اش هم شد «فیندرلا»
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 0 2,979
فسقلی یک بچه نیموجبی حرف گوشنکن بود که به حرفهای بابا و مامان گوش نمی داد.اما یک اتفاق خیلی بد برای فسقلی افتاد و فسقلی فهمید که باید به حرف بزرگترها گوش دهد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 0 2,422
در یک مزرعه دو بوقلمون زندگی می کردند که اسم یکیشان گلباقالی بود. گلباقالی خیلی مغرور بود و خیال می کرد زیباترین بوقلمون دنیاست. اما برایش اتفاقی اقتاد که تبدیل به یک بوقلمون افتاده و فروتن شد.
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان, دنیای کودکان 0 2,128
یک نهنگ کوچولو بود که هروقت از سوراخ روی سرش آب را به هوا پرتاب می کرد یک فواره رنگین کمانی درست می شد. برای همین بقیه نهنگها به او حسودی می کردند تا اینکه نهنگ کوچولو با دو ماهیگیر آشنا می شود
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور نوجوان 0 1,422
ایاز و فراز در سفر دریایی به هندوستان با جمشید که یک پزشک است آشنا می شوند و جمشید ماجراهای کودکی خودش را برای آنها تعریف می کند که چطور گول دوست ناباب را خورده؛ اما دوباره به سر درس و مشق برگشته و پزشک شده است.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر