شیری با گورخری به شکار رفتند. شیر به هنگام شکار، از قدرت خود و گورخر از لگدهای چابک خود استفاده میکرد.
بخوانید
مدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 146
شیری با گورخری به شکار رفتند. شیر به هنگام شکار، از قدرت خود و گورخر از لگدهای چابک خود استفاده میکرد.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 217
شیری خرگوشی را خُفته یافت و آمادۀ خوردن او شد که ناگهان چشمش به آهویی افتاد. شیر، خرگوش را رها کرد و سر در پی آهو گذاشت.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 482
در یکی از روزهای گرم تابستان، شیری با گرازی همزمان به چشمۀ کوچکی رسیدند. در این هنگام بین آن دو، بر سر اینکه کدامیک اول آب بنوشد، نبردی مرگبار درگرفت؛
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 137
شیری عاشق دختر برزگری شد و از او خواستگاری کرد. برزگر نه دلش میآمد دخترش را به جانوری وحشی بدهد و نه جرئت مخالفت داشت؛
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 151
روزی شیری و آدمی همسفر شدند. آن دو همچنان که راه میرفتند لاف میزدند و به هم فخر میفروختند.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 94
روباهی از رودخانهای میگذشت اما به گودالی عمیق غلتید و هر چه کرد نتوانست خود را از آن بیرون بکشد. در این حال، روباه علاوه بر تمام عذابهایی که میکشید، از زالوهایی که به او چسبیده بودند نیز رنج میبرد.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 122
شیری در شکار با الاغ و روباهی شریک شد. وقتی به قدر کافی شکار کردند، شیر از الاغ خواست تا آنها را تقسیم کند. الاغ آنچه را شکار کرده بودند به سه قسمت مساوی تقسیم کرد
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 271
خر و روباهی باهم متحد شدند و به شکار رفتند. وقتی شیری سر راه آنها ظاهر شد، روباه بوی خطر را احساس کرد.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 117
شیری با خرسی بر سر تصاحب آهوبرهای دعوایشان شد. آن دو چنان به جان هم افتادند و چنان یکدیگر را زدند که هر دو نیمهجان از حال رفتند.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصههای ازوپ 0 110
ماهیگیری تور خود را از دریا بیرون کشید و ماهیان درشت بسیاری را که در آن گرفتار آمده بودند، روی زمین ریخت.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر