Blog Layout

داستان آموزنده: هلن کلر / دختر نابینا و ناشنوا که حرف زدن یاد گرفت

کتابهای-طلایی-شجاعان-کوچک-داستان-هلن-کلر

«هِلِن کِلِر»، یک دختر آمریکایی کوچک بود. وقتی‌که نوزده ماه بیشتر نداشت به‌سختی بیمار شد و پس از بیماری، پدر و مادرش پی بردند که دختر کوچکشان دیدگانش را برای همیشه از دست داده. او کر هم شده بود و نمی‌توانست حرف زدن را یاد بگیرد.

بخوانید

داستان آموزنده: چانگ فو و دزدان / پلیس حافظ امنیت ماست

داستان آموزنده: چانگ فو و دزدان / پلیس حافظ امنیت ماست 1

چانگ فو یک پسر چینی، در «مالایا» زندگی می‌کرد. چون پدرش در آنجا به کار سرگرم بود. پدر «چانگ فو» در خانه‌ی یک مالک انگلیسی به نام «رابرتز» آشپزی می‌کرد. آقای «رابرتز» خانه‌ای بیرون از شهر داشت

بخوانید

داستان آموزنده: هانس و سد / هانس فداکار دهکده را نجات می دهد

کتابهای طلایی شجاعان کوچک داستان هلندی هانس و سد

هلند سرزمین همواری است که تپه‌ای در آن دیده نمی‌شود. سرزمینی که برخی نقاط آن پایین‌تر از سطح دریا است و ازاین‌روی، مردم دورتادور کرانه‌های هلند را دیوارهای بلند کشیده‌اند تا از پیشرفت آب دریا به سرزمینشان جلوگیری کنند.

بخوانید

 قصه های قشنگ فارسی: دزد ناشی و افسون مرد ثروتمند

 قصه های قشنگ فارسی: دزد ناشی و افسون مرد ثروتمند 3

صدها سال پیش‌ازاین، زن و مرد ثروتمندی در خانه‌ی بزرگ و مجللی به سر می‌بردند...پول و ثروت آن‌ها خیلی زیاد بود و البته آن‌ها تمام پول و ثروت خود را به‌وسیله‌ی تجارت و از راه کار و کوشش به دست آورده بودند.

بخوانید