قصه آموزنده: عرابهای که شش اسب آن را میکشیدند دستهای از مسافرین را از جایی به جایی میبرد. در میان راه به تپهای رسیدند که شیب زیاد داشت و سنگلاخ بود و اسبها به دردسر افتادند.
بخوانیدRecent Posts
قصههای لافونتِن: داستان مرغ تخم طلایی || عاقبت حرص و طمع
قصه آموزنده: مردی بود که مرغی داشت که برای او روزی یک تخم طلا میگذاشت. آن مرد با این تخم طلایی زندگی خوبی داشت و هر چه میخواست به دست میآورد؛
بخوانیدقصههای لافونتِن: داستان کفشدوز و صراف || پول و خوشبختی
قصه آموزنده: جوان پینهدوزی خوشحال و شادمان هرروز به کار خود میپرداخت و با آواز خواندن و شور و شوق بسیار کفشهای مردم را تعمیر میکرد، واکس میزد و هرگز از کار خسته نمیشد.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر