داستان آموزنده: زاغچهای در صحرا روی زمین پی دانه میگشت که شکم خود را سیر کند. ناگهان عقابی از آسمان فرود آمد و در نزدیکی زاغچه بر زمین نشست. زاغچه از دیدن عقاب بر خود لرزید
بخوانیدRecent Posts
قصههای لافونتِن: داستان بلوط و کدو || کار خدا حساب دارد
داستان آموزنده: یک مرد دهاتی در راه به باغی رسید. خواست کمی بیاساید چشمش به بوتۀ کدویی افتاد که بر ساقۀ نازک آن کدویی بسیار بزرگ روییده بود.
بخوانیدقصههای لافونتِن: دربار شاه شیر || بر سر دوراهی!
داستان آموزنده: شیر که شاه جنگل بود روزی به فکر افتاد که ملت خود را بشناسد و خوب و بد آنها را دریابد. به این جهت فرمان داد وحوش جنگل به دربار او بیایند تا او از نزدیک آنها را آزمایش کند.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر