در آغاز، لاشخورها صدایی به صافی صدای قوها داشتند. بااینهمه وقتی صدای شیهۀ اسبها را شنیدند، چنان حسودیشان شد
بخوانیدRecent Posts
قصههای ازوپ: روباه و لکلک، این به آن در! || به کسی بدی نکنید.
روباهی لکلکی را که از راه دوری رسیده بود، به شام دعوت کرد و از آشی که پخته بود، برای او هم کشید؛
بخوانیدقصههای ازوپ: پُرچانهای روی سرِ بخاری || جایی باش که دوستت دارند
مردی طوطیای خرید و به او اجازه داد تا به هر جای خانه که میخواهد، برود. طوطی که کاملاً دستآموز و رام بود، یک روز روی سر بخاری پرید، همانجا نشست
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر