دو پسربچه باهم به قصابی رفتند. وقتی پشت قصاب به آنها بود، یکی از آن دو کمی گوشت برداشت و آنها را توی جیب دوستش چپاند.
بخوانیدRecent Posts
قصه آموزنده ازوپ: چرا برخی از انسانها جانور صفتاند؟
به سفارش زئوس، پرومته آدمیان و جانوران را ساخت. دراینبین زئوس متوجه تعداد فراوان جانوران شد و به پرومته دستور داد...
بخوانیدقصه آموزنده ازوپ: حقهباز || ادعاهای غیرممکن نکن!
روزگاری زنی جادوگر مدعی بود که طلسمهایش خشم خدایان را فرومینشاند. بدین ترتیب همیشه مشتریان بسیاری داشت
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر