بایگانی برچسب: کمک به حیوانات

داستان کودکانه: مارمولک کوچولوی دُم‌بریده | فایده‌ی دُم برای حیوانات

کتاب-قصه-کودکانه-مارمولک-کوچولوی-دم-بریده

قصه کودکانه: یک بچه مارمولک دارد روی دیوار بازی می‌کند. مارِ بزرگی می‌آید و دُمش را گاز می‌گیرد. مارمولک کوچولو با تمام قدرتش پا به فرار می‌گذارد؛ اما دیگر دُمش کنده شده است.

بخوانید

داستان کودکانه ژاپنی: دوشیزه دُرنا || پاداش مهربانی

کتاب-داستان-کودکانه-دوشیزه-درنا

کتاب داستان کودک: در زمان‌های بسیار قدیم، در نزدیکی دهکده‌ای کوچک و کوهستانی در سرزمین پربرف ژاپن، پیرمردی با همسرش زندگی می‌کرد. این زن و شوهر اگرچه در این دنیا مال‌ومنالی نداشتند، اما در کنار هم خوشبخت بودند.

بخوانید

داستان مصور کودکانه: سندباد و موش پیر || کمک به حیوانات

کتاب داستان مصور کودکانه سندباد و موش پیر

همین‌طور که سندباد مشغول گردش بود چشمش به یک کلبه‌ی نیمه خرابه می‌افتد. به نظر می‌رسید، مدت زیادی است که هیچ‌کس در این کلبه زندگی نکرده است. سندباد که بدون توجه از جلوی آن می‌گذشت با شنیدن صدایی از حرکت ایستاد.

بخوانید

داستان مصور کودکانه: سگ فلاندر || پسر شیرفروش

کتاب داستان مصور کودکانه سگ فلاندر نوشته: ماری لوییس رامه

روزی روزگاری در نزدیکی شهر بزرگی، روستای کوچکی بود. در آن روستا پیرمردی با نوه‌ی کوچکش، به نام «نِرولد» زندگی می‌کرد. پیرمرد از مردم روستا شیر می‌خرید و شیر را در ظرف‌های بزرگ می‌ریخت و بعد آن‌ها را به شهر می‌برد و به مردم می‌فروخت.

بخوانید

داستان مصور کودکانه: شش برادر و یک خرگوش

کتاب داستان مصور کودکانه شش برادر و یک خرگوش

روزی روزگاری در کشور ژاپن، چند برادر بودند که باهم زندگی می‌کردند. برادر بزرگ‌تر «اوکونوشی» نام داشت. او مرد شجاع و مهربانی بود. روزی همه برادرها تصمیم گرفتند برای خواستگاری دختر حاکم به شهر دیگری، آن‌طرف دریا بروند.

بخوانید

داستان مصور کودکانه: شکار و شکارچی || پاداش خوبی کردن

در زمان‌های قدیم صیادی بود که پرندگان را شکار می‌کرد و آن‌ها را در بازار می‌فروخت. روزی، صیاد برای شکار از خانه بیرون رفت. او جای مناسبی را پیدا کرد، دامش را روی زمین پهن کرد و طعمه‌ای کنار آن گذاشت، سپس پشت تخته‌سنگی مخفی شد.

بخوانید

داستان کودکانه: صندوق پست و خبر شگفت‌انگیز! | مهربانی با پرندگان

داستان-کودکانه-صندوق-پست-و-خبر-شگفت‌انگیز!

هرروز «اِلّا» بیرون می‌رفت تا صندوق پست را باز کند و نامه‌ها را بردارد؛ اما آن روز، صبحِ خیلی مخصوص بود. او زیر پاکت‌های نامه چیز خیلی عجیبی دید که واقعاً هیجان‌زده‌اش کرد.

بخوانید
سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.