بایگانی برچسب: زنبور عسل

قصه مصور نوجوانان: زنبورعسلی به نام وزوزی || داستان زندگی زنبورها

کتاب قصه زنبورعسلی به نام وزوزی داستان زندگی زنبورهای عسل

قصه‌ی «زنبورعسلی به نام وزوزی» قصه زندگی زنبورهای عسل است. زنبورهای عسل در کندو زندگی می‌کنند. وقتی دو ملکه در یک کندو به دنیا می‌آید، ملکه قدیمی به همراه تعدادی از زنبورها از کندو مهاجرت می‌کند و یک کندوی جدید می‌سازد...

بخوانید

قصه مصور کودکانه هاچ، زنبورعسل || حمله زنبورهای بزرگ به کندوی عسل

هاچ زنبورعسل بود. او در کندو - که خانه زنبورهای عسل بود- زندگی می‌کرد. کندو در گوشه‌ای از جنگل ساخته شده بود. هاچ اولش خیلی کوچولو بود و برای همین هیچ‌وقت از کندو بیرون نرفته بود؛

بخوانید

قصه کودکانه و آموزنده «زنبور و انگور» شهر ما، خانه ما!

قصه زنبور و انگور

این قصه آموزنده درباره تمیزی و نظافت است. ماجرا اینکه، توی یک بازارچه، کاسب‌های محل نظافت بازارچه را رعایت نمی‌کردند. برای همین، بازارچه پر از مگس و زنبور شده بود و باعث ناراحتی همه شده بود...

بخوانید

قصه کودکانه و پرماجرای «زنبور بی‌باک» – در جستجوی ملکه جدید

قصه زنبور بی باک

روزی روزگاری در یک دشت، یک کندوی عسل بود. یک روز زنبورهای وحشی به کندو حمله کردن و ملکه زنبورها را کشتند. زنبورهای عسل نمی توانستند بدون ملکه زندگی کنند. برای همین، پسر ملکه برای یافتن یک ملکه جدید به سرزمین‌های شمالی رفت و ماجراهای بسیاری را پشت سر گذاشت...

بخوانید

قصه آموزنده کودکانه «عسلی و رنگین» – آدم باید به قول و قرارش عمل کند.

عسلی زنبور بدقولی بود. هروقت با کسی قول‌و‌قرار می گذاشت، چندروز بعد قول و قرارش را فراموش می کرد و به قول معروف «دبه درمی آورد». اما این‌بار فهمید که باید به قولش عمل کند.

بخوانید

قصه آموزنده مایا، زنبور عسل: «زنبور کوچولو در زندان»

جلد کتاب قصه کودکانه هاچ زنبور عسل، زنبور کوچولو در زندان - ایپابفا 13

زنبور کوچولو داشت برای خودش پرواز می کرد که ناگهان زنبورهای وحشی او را دستگیر کردند و به زندان انداحتند. زنبور کوچولو فهمید که آنها می خواهند به کندوی عسل حمله کنند. برای همین ...

بخوانید

قصه آموزنده مایا، زنبور عسل: «زنبور کوچولو و ماجراهای خطرناك»

کتاب قصه کودکانه هاچ زنبور عسل، زنبور کوچولو و ماجراهای خطرناك ایپابفا 16

یک روز زنبور کوچولو کار بدی کرد. او تصمیم گرفت خودش به تنهایی به تماشای جنگل و مرداب برود. اما بعد فهمید که این کار خیلی خطرناک است و نباید تنهایی به جایی برود ...

بخوانید

قصه آموزنده مایا، زنبور عسل:«زنبور کوچولو و کرم پروانه»

کتاب قصه کودکانه هاچ زنبور عسل، زنبور کوچولو و کرم پروانه ایپابفا 15

زنبور کوچولو داشت میان گل ها پرواز می کرد که چشمش افتاد به یک موجود عجیب و غریب. اولش ترسید اما بعد فهمید که این موجود عجیب یک کرم بی آزار است و کم کم با او دوست شد ...

بخوانید
سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.