دخترکی پابرهنه و کثیف روی سکویی در پارک نشسته بود و آدمهایی را که ازآنجا میگذشتند نگاه میکرد.
بخوانید
مدیر ایپابفا موفقیت 0 107
دخترکی پابرهنه و کثیف روی سکویی در پارک نشسته بود و آدمهایی را که ازآنجا میگذشتند نگاه میکرد.
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 268
به کودکانمان نیاموزیم، بلکه از آنها بیاموزیم.
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 244
قصاب با دیدن سگی که به مغازهاش نزدیک میشد، حرکتی کرد که دورش کند. اما کاغذی را در دهان سگ دید.
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 145
موشی از شکاف دیوار، کشاورز و همسرش را دید که بستهای را باز میکردند. «یعنی چه، غذایی داخلش بود؟»
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 159
مرد فقیری به منزل یک مرد ثروتمند رفت و از او یکتکه نان درخواست کرد. مرد ثروتمند گفت: «ما نانی در خانه نداریم.»
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه صوتی کودکان 0 34,958
قورباغه ی بزرگ همیشه تشنه بود. هر چه قورباغه آب می خورد باز هم تشنه بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا شعر کودکانه 0 953
مجموعه 12 شعر کودکانه سروده خانم مهری طهماسبی دهکردی
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 152
بهترین آینه، یک دوست قدیمی است.
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 276
مردی چند روز مانده به عید، وارد بخش بستهبندی و ارسال محمولات شد تا هدیهای ارسال کند.
بخوانیدمدیر ایپابفا موفقیت 0 142
روزی پیرمردی اعلام میکند که ثروتش را بین دوستانش تقسیم خواهد کرد به شرطی که بر دوستی آنها واقف شود.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر