نون و پنیر تازه دفتر قصه بازه شربت و شیر و بستنی اومد دوباره حسنی حسنی تو یه درمانگاه میکرد به دکتر نگاه اینور و اون ور میزد به هر مریض سر میزد
بخوانید
مدیر ایپابفا شعر کودکانه 0 2,414
نون و پنیر تازه دفتر قصه بازه شربت و شیر و بستنی اومد دوباره حسنی حسنی تو یه درمانگاه میکرد به دکتر نگاه اینور و اون ور میزد به هر مریض سر میزد
بخوانیدمدیر ایپابفا شعر کودکانه 2 10,005
حسنی ما کتاب داره کیف داره دفتر تکلیف داره صبح که میشه، همیشه از خواب خوش پا میشه دست و روشو میشویه تمیز و زیبا میشه.
بخوانیدمدیر ایپابفا شعر کودکانه 0 2,252
آی قصه، قصه، قصه یک قصۀ پیوسته قصۀ اون عم قزی کفشهای او قرمزی همانکه یک نوه داشت اون رو خیلی دوست میداشت زندگی میکردند باهم خوشحال و شاد و بیغم
بخوانیدمدیر ایپابفا شعر کودکانه 0 1,377
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود حسنی میخواست بزرگ بشه زود همیشه میرفت پیش مامانی بهش میگفت: آیا میدانی من کی میشم مثل بابا برای خودم میشم یک آقا؟
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 2 24,323
پیشوای یازدهم شیعیان، امام حسن عسکری (ع) در هشتم ربیعالثانی سال ۲۳۲ هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. پدرش امام هادی (ع) و مادرش حدیثه بود.
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 6,496
روزی روزگاری در یک سرزمین دور، شاهزادۀ جوانی به اسم «اِدریک» زندگی میکرد. اون کرامتی داشت که میتونست، ارواح، پریها و موجودات جادویی مختلفی رو ببینه که دیگران نمیتونستند. حتی میتونست با حیوونها هم حرف بزنه...
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 4,314
روزی روزگاری مرد جوانی به نام «آلن» توی دهکدهای زندگی میکرد. اون مرد خیلی راستگویی بود و هرگز چیزی که صاحبش نبود رو برای خودش برنمیداشت. البته جالب اینجاست که با دزدها زندگی میکرد...
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 2,654
روزی روزگاری در دهکده کوچیکی توی هند، پسر کوچکی به اسم شیرو زندگی میکرد. شیرو، مادرش رو توی سیل شدیدی از دست داده بود و با پدرش که دهقان فقیری بود زندگی میکرد...
بخوانیدمدیر ایپابفا قصه تصویری (کارتونی) 0 1,438
روزی روزگاری در دامنۀ کوه «فور اوِرست» دهکدهای به اسم ماکونو وجود داشت که کوتولههای قبیلهای باستانی اونجا زندگی میکردند. بر بالای کوه پیرمرد شادی به اسم هریس زندگی میکرد که صاحب یک مزرعۀ ارگانیک بود. هریس مرد بسیار سخت کوشی بود...
بخوانیدمدیر ایپابفا داستان مصور کودکان 2 5,720
در زمان امامت امام موسی کاظم علیهالسلام در شهر مدینه کودکی به دنیا آمد که نامش را عبدالعظیم گذاشتند. پدر عبدالعظیم، عبدالله، از نوادگان امام حسن مجتبی علیهالسلام بود.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر