قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / رمان

رمان

دنیای آینده: آخرین رمان ژول ورن – قسمت ۲ پایان

قسمت دوم رمان «دنیای آینده» بازگشت به قسمت اول هرچه به آن نزدیک‌ترمی‌شد صداهای اطرافش بیشتر می‌گشت. قایقهائی که در لنگرگاه می‌گشتندمسلماً باید تمام تلاششان را در آن نقطه متمرکز می‌کردند. ژان بدون آنکه بخود اجازه دهد که از تعداد دشمنانش بترسد با تمام قدرت شنا کرد. او با خود …

با هم بخوانیم

دنیای آینده: آخرین رمان ژول ورن – قسمت ۱

دنیای آینده نوشته: ژول ورن ترجمه: کامران پروانه چاپ اول: ۱۳۶۹ انتشارات توسن تعداد کلمات: ۴۱۰۰۰ کلمه تایپ: انجمن تایپ ایپابفا قسمت اول رمان «دنیای آینده» قسمت دوم (هشدار: این کتاب یک نسخه اولیه است و همچنان نیازمند بازخوانی و ویرایش بیشتر است. لذا وجود غلط های املایی و نگارشی …

با هم بخوانیم

جنگل‌های تاریک آمازون – بخش ۲ پایان

قسمت دوم و پایانی رمان «جنگل های تاریک آمازون» نوشته ژول ورن بازگشت به قسمت ۱ بازگشت به گذشته دراین موقع بحرانی مرگ قاضی ریبرو که جون داکوستا بار امیدواری فراوانی داشت ضربه بسیار مهلکی بشمار میامد. ریبرو قبل از اینکه به مقام قاضی شهر مانو برسد از زمانهای پیش …

با هم بخوانیم

جنگل‌های تاریک آمازون – بخش ۱

ژول ورن جنگل‌های تاریک آمازون (۸۰۰ فرسنگ در جنگل آمازون) ترجمه عنایت الله شکیباپور سال چاپ: ۱۳۷۴ تایپ، بازخوانی، ویرایش تصاویر و تنظیم آنلاین: انجمن تایپ ایپابفا (رسم الخط و املای این متن بر اساس متن اصلی کتاب می باشد .) درباره نویسنده: ژول ورن نویسنده متفکر، روشن بین و …

با هم بخوانیم

کره بخش ۱۱ – پایان

ساعت ۰۶۴۰ نورمن به یاد سالها پیش افتاد، به یاد نخستین روزهای دوره آموزشی خود در بیمارستان دولتی بورگو. او، به دستور استاد راهنمایش، باید گزارش بهبود بیمار ویژه ای را تهیه می کرد. بیمار مردی نزدیک به سی ساله، خوش برخورد و تحصیلکرده بود. نورمن با او درباره مسائل …

با هم بخوانیم

کره بخش ۱۰

قدرت سایه بت بر روی تختش در آزمایشگاه نشست و به ورقه ای که نورمن به او داده بود نگاه کرد و گفت: «آه، خدای من.» موی ضخیم و مشکی خود را از صورتش کنار زد و پرسید: «چطور ممکنه؟» نورمن گفت: «همه چیز جور در میاد. خوب فکر کن. …

با هم بخوانیم

کره بخش ۹

پس از حادثه نورمن به تعدادی چراغ در چشم اندازی عجیب و زاویه دار نگاه می کرد. نشست و، در حالی که احساس درد می کرد، به اطرافش نگریست. او روی کف استوانه «د» نشسته بود. در هوا کمی غبار دیده می شد. دیوارهای عایقکاری شده در چندین نقطه نیمسوخته …

با هم بخوانیم

کره بخش ۸

مذاکرات با بیگانه بارنز گفت: «نورمن، اون طور که یادم میاد این موضوع رو در گزارشت نوشته بودی مگه نه؟ احتمال اینکه موجودی بیگانه بتونه ذهن ما رو بخونه.» نورمن گفت: «بله، نوشته بودم.» – چه توصیه هایی کرده بودی؟ – توصیه ای نکرده بودم. وزارت دفاع ازم خواست این …

با هم بخوانیم

کره بخش ۷

پیامهای بعدی پس از یک ساعت عروسهای دریایی آنجا را ترک کردند. رفتنشان هم مانند آمدنشان مبهم و اسرارآمیز بود. بیرون از زیستگاه، جسد ادموندز را دیدند که بر کف اقیانوس افتاده بود و با جریان آب به عقب و جلو می رفت. در پارچه لباسش سوراخهای ریزی مشاهده می …

با هم بخوانیم

کره بخش ۶

آزمایش شونده نورمن در دفتر یادداشتش نوشت: آزمایش شونده ریاضیدانی سیاهپوست و سی ساله است که سه ساعت داخل کره ناشناخته ای به سر برده است. پس از خروج از کره بیهوش و منگ بود؛ نامش را نمی دانست و نمی دانست کجاست با چه سالی است. به زیستگاه برگردانده …

با هم بخوانیم