نوبیتکس کانال تلگرام سایت قصه و داستان ایپابفا

دنیای نوجوانان

قصه های پریان: پنهان اما نه ازیادرفته / سه قصه کوتاه در یک قصه

قصه های پریان: پنهان اما نه ازیادرفته / سه قصه کوتاه در یک قصه 1

یک‌خانه‌ی اربابی قدیمی بود با خندقی دورتادورش و یک پل متحرک. پل متحرک بیش از آنچه پایین باشد بالا بود، چون مَقدم هر میهمانی گرامی نبود. در قسمت بالای حصارها سوراخ‌هایی بود برای تیراندازی...

بخوانید

قصه‌های قرآن: سلیمان پیامبر علیه السلام / پادشاه پرندگان و انس و جن

قصه‌های قرآن: سلیمان پیامبر علیه السلام / پادشاه پرندگان و انس و جن 2

هنگامی‌که داود پیامبر، بسیار سالمند شده بود و فرزندانش با او می‌زیستند، خداوند به او وحی کرده گفت: - ای داود، اکنون برای خودت، جانشینی معین کن که من برای هر پیامبری جانشینی از خاندانش مقرر کرده‌ام،

بخوانید

قصه آموزنده کودکانه: سفر به سرزمین غدیر خم / داستان امامت حضرت علی(ع)

سفر به سرزمین غدیر خم ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام (18)

سعید و سعیده سوار بر «سفینه‌ی زمان» شده بودند. این خواهر و برادر می‌خواستند از قرن پانزدهم هجری قمری به چهارده قرن پیش سفر کنند. آن دو تصمیم داشتند به دورانی برگردند که رسول خدا (ص) در آن زندگی می‌کرد.

بخوانید

قصه های داوینچی: قو و زمستان مرداب / گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

قصه-ها-و-افسانه-های-لئورناردو-داوینچی-قو-و-زمستان-مرداب

آن سال، زمستان در مرداب بزرگ که میان جنگلی انبوه واقع بود، زودتر از همیشه از راه رسید. تمام حیوانات و پرندگان ساکن مرداب که غافلگیر شده بودند، با شتاب به جنب‌وجوش افتادند تا فکر چاره‌ای کنند؛

بخوانید

قصه های داوینچی: عنکبوت و انگور / کوزه گر در کوزه افتاد

قصه-ها-و-افسانه-های-لئورناردو-داوینچی-عنکبوت-و-انگور

انگورها کم‌کم رسیده می‌شدند و عنکبوت هم روی شاخه‌های مو راه می‌رفت. روزی عنکبوت انگورهایی را دید که بسیار درشت و حتماً هم شیرین بودند و تمام زنبورها و مگس‌ها برای دیدنشان جمع شده بودند.

بخوانید