قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / کودکان / کتاب کودک / قصه کودکانه خروس باهوش

قصه کودکانه خروس باهوش

خروس باهوش

نوشته: سیدجعفرسیاهپوش
نقاشی: م. معزی
چاپ اول: زمستان ۱۳۶۳
تایپ، بازخوانی، ویرایش تصاویر و تنظیم آنلاین: انجمن تایپ ایپابفا

به نام خدا

در یک جنگل سبز و خرم حیوانات زیادی زندگی می‌کردند. این حیوانات بسیار خوب و مهربان بودند و هیچ وقت کار بد نمی‌کردند و سال‌ها بود در آن جنگل باهم زندگی می‌کردند.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان2

یک روز روباهی حیله گر و دروغ گو به آن جنگل آمد. روباه با دیدن آن حیوانات، فکر کرد در آنجا بماند و آنها را گول بزند. او برای انجام این کار بهتر دید که حیوان دیگری را با خود هم دست کند. این حیوان گربه بود.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان3

روباه و گربه شروع به همکاری کردند و در مدت کمی توانستند حیوانات زیادی را گول بزنند. اما کم کم حیوانات جنگل به آنها بدبین شدند و با یکدیگر گفتند که روباه و گربه باعث گول خوردن دوستان ما هستند.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان4

روباه که این وضع را دید به حیوانات گفت: «نه! کارهای بد حیوانات به او و گربه مربوط نیست.»

اما خروس که در بین حیوانات از همه بیشتر مواظب کارهای روباه و گربه بود گفت:

– ای رو باه حیله گر، تو دروغ می گوئی و همین تو هستی که با همدستی گربه عده زیادی از حیوانات را گول زده‌ای!

حیوانات با شنیدن حرف‌های خروس شجاع گفتند:

– خروس راست می‌گوید.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان5

چند روز بعد روباه به گربه گفت:

– دوست عزیر، تا وقتی این خروس در بین حیوانات هست ما نمی‌توانیم به کارمان ادامه بدهیم. باید هر طور شده جلوی او را بگیریم.

گربه گفت:

– به نظر من بهتر است که پنهانی با خروس دوست شویم و او را با خودمان همراه کنیم.

روباه گفت:

– نه، این خروس هرگز فریب نمی‌خورد!

گربه پرسید:

– پس چه باید کرد؟

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان6

روباه گفت:

– تنها یک راه وجود دارد، آن هم اینکه او را بدزدیم و در جای دوری پنهان کنیم. حالا این کیسه را بردار و دنبال من بیا!

چند لحظه بعد روباه و گربه به طرف خانه خروس به راه افتادند و وقتی به آنجا رسیدند، روباه جلو رفت و مشغول در زدن شد. اما هر چه در زد هیچ جوابی نشنید.

گربه گفت:

– روباه عزیز! مثل اینکه خروس در خانه‌اش نیست

روباه گفت:

– چه بهتر! ما وارد خانه‌اش می‌شویم و خودمان را در گوشه‌ای پنهان می‌کنیم تا بیاید.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان7

اتفاقاً آن شب خروس به خانه دوستانش رفته بود و آخرشب خسته و کوفته وارد خانه‌اش شد و بی خبر از همه جا به رختخواب رفت و خوابید.

روباه و گربه هم صبر کردند تا خواب خروس سنگین شد و آن وقت از جای خود بیرون آمدند و خروس را گرفتند و به داخل کیسه انداختند و بعد باسرعت از آنجا دور شدند.

فردا صبح همه جا صحبت از گم شدن خروس بود. هر حیوانی چیزی می‌گفت. سرانجام سگ‌ها به دور هم جمع شدند تا راهی برای پیدا کردن خروس شجاع پیدا کنند.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان8

سگ‌ها بعد از مدتی فکر به خانه خروس رفتند و همه چیز را از نزدیک مورد دقت قرار دادند.

ساعتی بعد سگ‌ها از خانه خروس بیرون آمدند و درست در همان راهی که شب گذشته روباه و گربه، خروس شجاع را برده بودند به راه افتادند.

سگ‌ها یکسره تا محلی که خروس زندانی بود رفتند و او را نجات دادند.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان9

خروس بعد از اینکه توسط دوستانش نجات پیدا کرد، ماجرای شب گذشته را برای حیوانات جنگل تعریف کرد و وقتی آنها از این موضوع باخبر شدند، با سرعت به طرف خانه روباه حرکت کردند.

روباه و گربه هنوز در خواب بودند که بوسیله حیوانات جنگل محاصره و دستگیر شدند.

خروس باهوش-کتاب قصه کودکانه-ایپابفا سایت قصه و داستان10

«پایان»

کتاب قصه کودکانه «خروس باهوش» توسط انجمن تایپ ایپابفا از روی نسخه اسکن، چاپ ۱۳۶۳ تایپ، بازخوانی و تنظیم شده است.



درباره هادی قربانی

هادی قربانی
دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

۲ دیدگاه

  1. چه کار جالبی واقعا خوشم اومد خسته نباشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *