کانال تلگرام سایت قصه و داستان ایپابفا
کتاب قصه کودکانه-قصه احمد و محمود -سایت ایپابفا (2)

داستان آموزنده: احمد و محمود || نتیجه تلاش و پشتکار در تحصیل

+13
-2

کتاب قصه کودکانه قصه احمد و محمود در سایت ایپابفا (1).jpg

کتاب داستان کودکانه

قصه احمد و محمود

نویسنده: مجتبی حیدرزاده
نقاشی: بهمن عبدی

به نام خدا

احمد و محمود دو دوست صمیمی بودند که در دهکده‌ای دور از شهر زندگی می‌کردند. این دو پسربچه همسایه دیواربه‌دیوار و خانواده‌شان به کشاورزی مشغول بودند. پدر احمد آرزو داشت که پسرش دکتر شود تا به مردم ده خدمت کند و مادر محمود دعا می‌کرد که پسرش مهندس شود تا خانه‌های ده را محکم و قشنگ بسازد.

کتاب قصه کودکانه قصه احمد و محمود در سایت ایپابفا (3).jpg

وقتی روز اول مهر شد و قرار شد که این دو دوست صمیمی به مدرسه بروند خیلی خوشحال شدند. هردو کتاب‌هایشان را جلد کردند و قلم و دفترچه فراهم نمودند تا درس معلم را خوب یاد بگیرند و قبول بشوند. و اتفاقاً هرسال جزو شاگردان اول و نمونه بودند.

احمد که پدرش از بیماری مرموزی رنج می‌برد، دلش می‌خواست زودتر بزرگ شود و به آرزوی پدرش جامه عمل بپوشاند، و به مردم به خدمت کند. زیرا دهی که احمد و محمود در آنجا زندگی می‌کردند دکتر نداشت و آن‌ها اگر کوچک‌ترین ناراحتی پیدا می‌کردند باید يك فاصله طولانی تا ده دیگر را که دکتر داشت طی کنند.

هنوز چند ماهی از رفتن احمد و محمود به مدرسه نگذشته بود، که بیماری پدر احمد رو به وخامت نهاد و متأسفانه یک روز صبح که احمد آماده رفتن به مدرسه شده بود متوجه شد که پدرش مرده است.

کتاب قصه کودکانه قصه احمد و محمود در سایت ایپابفا (4).jpg

احمد پس از مرگ پدرش بسیار گریه کرد. از طرفی دیگر او نمی‌توانست روزها به مدرسه برود و درس بخواند، چون‌که با همان سن کم باید در کشاورزی به مادرش كمك می‌کرد تا بتواند خواهر و مادر خود را تأمین نماید.

محمود که دوست خوبی برای احمد بود وقتی متوجه جریان شد با معلم او صحبت کرد و معلم هم ماجرا را برای مدیر مدرسه تعریف کرد و قرار شد که معلم مهربان شب‌ها به احمد درس بدهد تا او بتواند هم کار کند و هم درس بخواند.

بله بچه‌های خوب. احمد روزها کار می‌کرد و شب‌ها درس می‌خواند و هرسال هم قبول می‌شد و در این راه محمود به احمد كمك می‌کرد و هر چه ياد گرفته بود به او می‌آموخت.

کتاب قصه کودکانه قصه احمد و محمود در سایت ایپابفا (5).jpg

بچه‌های خوب! خلاصه ماجرای احمد و محمود به اینجا ختم می‌شود که پس از طی سالیان دراز، احمد براثر تلاش و کوشش دکتر شد و به خدمت مردم ده پرداخت و محمود هم همان‌طور که آرزو می‌کرد مهندس شد و به آباد کردن ده کوچکشان پرداخت.

شما هم یادتان باشد که در سایه تلاش و کوشش می‌شود هم درس خواند و هم کار کرد تا بتوانید در آینده به همنوعان خود خدمت کنید، همان‌طور که احمد و محمود خدمت کردند و حالا خوشبخت هستند.

the-end-98-epubfa.ir

(این نوشته در تاریخ 29 شهریور 1400 بروزرسانی شد.)

+13
-2

لینک کوتاه مطلب : https://www.epubfa.ir/?p=3702

3 دیدگاه

  1. چطوری درست کردی این epubfa .ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.