قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / کتاب کودک / شعر کودکانه خرس و کوزۀ عسل ، یک داستان منظوم کودکانه

شعر کودکانه خرس و کوزۀ عسل ، یک داستان منظوم کودکانه

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (1).jpg

خرس و کوزۀ عسل

شعر: پورنگ

طراحی و نقاشی: کیانوش لطیفی

چاپ اول: ۱۳۶۲

تهیه، تایپ و تنظیم تصاویر و تنظیم آنلاین: انجمن تایپ ایپابفا

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (2).jpg

جداکننده تصاویر پست های سایت ایپابفا2

بنام خدا

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (3).jpg

خرسه یه کوزه عسل دید .

کوزه عسلو برداشت و دوید .

بادی وزید

بوی عسل،

همه جا پیچید .

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (4).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (5).jpg

پرنده عسل خوار

با حال زار

زار و نزار

پروازکنان

آوازه خوان

خودشو رسوند به خرسه :

– سلام علیکم ، تو خرسی؟

– تو که می بینی ، پس چرا دیگه میپرسی؟

– یه سئوال دارم.

– عسل میخوای؟

– یه خورده

– پرهاتو وازکن ، فوری پرواز کن دنبالم بیا .

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (6).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (7).jpg

یک آقای میانه سال

با یه تکه نون ،

یه لیوان چائی،

دید دارن میان :

خرس و عسل و پرنده .

خوشحال و خندان

سر برهنه

پای برهنه

راه افتاد اومد، دنبال خرسه .

– سلام علیکم ، تو خرسی؟

– تو که می بینی ، پس چرا دیگه میپرسی؟

– یه سئوال دارم

– لابد تو هم عسل میخوای؟

– بله بله، البته میخوام .

– کفشهاتو بپوش، شال و کلاه کن، دنبالم بیا!

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (8).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (9).jpg

پیرزنه داشت سوزن نخ می کرد .

سوزن کهنه، نخ پوسیده ،

دستهای لرزان دید دارن میان:

خرسه و مرده و کوزه عسل و پرنده .

عصا شو برداشت ، عصازنان ، غرغرکنان ،

اومد و اومد ، تا اینکه رسید به آقا خرسه :

– سلام علیکم تو خرسی؟

– تو که می بینی ، پس چرا دیگه میپرسی؟

– به سئوال دارم

– لابد تو هم عسل میخوای؟

– عسل میخوام که خوب باشه ، موم زیاد داشته باشه .

– عسل واسه چی؟ موم واسه چی؟

– عسل واسه من ، موم واسه نخ.

– نخت روبردار، با دست لرزون ، عصا زنون ، دنبالم بیا .

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (10).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (11).jpg

صاحب عسل بیدار شد . نگاه کرد و دید :

خرسه و زنه و مرده و عسل و پرنده.

دنبال هم دارن میان .

چوبشو برداشت ، نعره زنان ، فریاد کنان،

رفت به سراغ خرسه :

– سلام علیکم ، تو خرسی؟

– تو که می بینی ، پس چرا دیگه میپرسی؟

– یه سئوال دارم

– لابد تو هم عسل میخوائی !

– هم عسل و هم کوزه .

– ممکنه بگی واسه چی میخوائی؟

– آخه بابا جون ، عسل مال من ، کوزه مال من،

تو چکاره ای اینا چی میگن؟

– شلوغ نکن . داد نزن ، اگر تو هم عسل میخوائی ،

بی گفتگو ، بی سروصدا ، چوبتو بردار، دنبالم بیا .

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (12).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (13).jpg

بادی وزید ، بوی عسل ،

همه جا پیچید .

زنبورا دونه دونه

بیرون اومدن از لونه وز وز کنان ، پرپرزنان،

رفتند سراغ خرسه.

یکیشون پرسید :

– سلام علیکم ، تو خرسی؟

خرسه جواب داد :

– معلومه جانم ، تو که می بینی ،

پس چرا دیگه میپرسی؟

بعد ازش پرسید :

– حالا چی میخوائی؟

زنبورها هم ، یکصدا گفتند:

– ما عسل میخوایم ، ما عسل میخوایم .

بده تا بریم ، وگرنه نیشت میزنیم .

پرنده عسل خوار، با زنبورا در افتاد .

اون آقای میانه سال ،

نونش و کره ش و لیوان چائیش بدستش ،

زد زیر گریه :

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (14).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (15).jpg

– من عسل میخوام ، من عسل میخوام .

پیرزنه گفت :

– نخ پوسیده و سوزن کهنه و دستهای لرزون ،

بی موم و عسل من چکار کنم؟

آقا خرسه گفت :

– کوزه عسل مال منه .

هر کسی که عسل میخواد ، باید بجنگ من بیاد .

مرد و پیرزن و پرنده ، از کارزار رفتند کنار.

زنبورا گفتند:

– آی آقا خرسه ! ما زنبورا زرنگیم ،

بجنگ تا بجنگیم ،

خرسه هی خندید :

قاه قاه قاه

زنبورا گفتند :

واه واه واه

خرسه هی خندید : ریز ریز ریز .

زنبورا گفتند: ویز ویز ویز .

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (16).jpg

داستان مصور کودکانه خرس و کوزه عسل به صورت شعر کودکانه -سایت ایپابفا (17).jpg

یکی از اونا خرسه رو نیش زد .

زنبور بعدی یک نیش دیگه .

زنبور سوم ، نیش سومی .

چارم و پنجم و ششم و هفتم و

هشتم و نهم تا الی آخر.

هی آقا خرسه جلز و ولز،

زنبورا بدورش وز و وز

کوزه عسل در زیر بغل ،

فرار کرد و رفت بالای درخت .

زنبورا با یک حمله سریع ،

تا نوک درخت دنبالش رفتند .

هی نیشش زدند . هی نیشش زدند .

خرس بینوا ، کوزه عسل ،

از دستش افتاد ، به زمین شکست .

عسل ولو شد بر روی زمین .

مورچه ها گفتند :

– بچه ها عسل ، بچه ها عسل !

«پایان»

جداکننده تصاویر پست های سایت ایپابفا2

این شعر کودکانه، توسط انجمن تایپ ایپابفا از روی متن PDF قدیمی آن  ، استخراج، تایپ و تنظیم شده است.

شما هم به تایپ و احیای کتاب های قدیمی علاقمند هستید؟ به ما بپیوندید!



درباره هادی قربانی

هادی قربانی
دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *