خاطره

داستان آموزنده «خاطره»

۰

خاطره

دو مرد بعد سال‌ها در اتوبوس یکدیگر را دیدند و مشغول صحبت شدند.

یکیشون گفت: «یادته؟ سال آخر دبیرستان! چه کتکی از بابام خوردم؟!… چون از ریاضی تجدید آوردم، نمی‌دونم کدوم نامردی جزوه من رو کش رفت و باعث شد که ترک تحصیل کنم.»

دیگری هم در حال خنده گفت: «گذشته‌ها گذشته! ولی خودمونیم ها! عجب جزوه‌ای بود!»

در ایستگاه بعدی یکی از در جلویی و دیگری از در عقب با کلی خشم پیاده شدند.

۰


لینک کوتاه مطلب : https://www.epubfa.ir/?p=15770

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *