قصه کودکانه آموزنده، بدن من مال خودمه: پیشگیری از سوء استفاده جنسی از کودکان

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_1-.jpg

بدن من مال خودمه

کتابی درباره امنیت بدن

نویسنده: جیل استاریشفسکی

تصویرگر: انجلا پدرون

مترجم: نیوشا احمدی خو

تهیه ، تایپ و تنظیم آنلاین: سایت ایپابفا

***

این بدن منه

و فقط مال خودمه.

من زانو دارم

و آرنج

و خیلی قسمت های دیگه که میشه دید.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_9-.jpg

من قسمت های دیگه ای هم دارم

که نمیشه دید.

به آنها می گویم قسمتهای خصوصی بدنم.

حتما شما هم دارید.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_11-.jpg

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_12-.jpg

مامان و بابا یک بار به من گفتند

که من جواهر کوچولوی آنها هستم.

و هروقت کسی اذیتم کرد

همیشه زود به آنها بگویم.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_13-.jpg

یک روز به خانه عمو جانی رفته بودیم.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_14-.jpg

من داشتم با اسباب بازی ها بازی می کردم،

مثل یک موش آرام.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_15-.jpg

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_16-.jpg

دوست عمویم آمد

و کنار من نشست،

او قسمتی از بدنم را

که هیچ کس اجازه ندارد ببیند

لمس کرد.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_17-.jpg

من آنقدر ترسیده بودم که نتوانستم تکان بخورم

و همان جایی که نشسته بودم ماندم.

پیش خودم فکر کردم:

این بدن منه؟

چرا او این کار را کرد؟

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_18-.jpg

او به من گفت این یک راز بین ماست

و گفت به کسی نگویم.

اما من زود دویدم و فرار کردم،

و بعد شروع کردم به فریاد زدن.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_20-.jpg

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_21-.jpg

به مامان و بابام گفتم

که چه اتفاقی افتاده است.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_23--.jpg

آنها گفتند که من خیلی شجاع هستم

و صورتم را بوسیدند.

مامان و بابا گفتند به من افتخار می کنند

که زود ماجرا را به آنها گفتم.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_24-.jpg

من هم احساس بهتری دارم

که حرفم را باور کردند.

یاد گرفتم هروقت خیلی ترسیدم

به مامان یا بابا بگویم.

حتی می توانم به معلمم بگویم

که چه چیزی مرا اینقدر ناراحت کرده است.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_27-.jpg

می دانم تقصیر من نبود

و من هیچ کار بدی نکرده ام.

این بدن منه،

من دارم رشد می کنم

و قوی و بزرگ می شوم.

epubfa.ir-badane-man-male-khodame_Page_29--.jpg

——————————

نامه ای به بزرگترها

یکی از اولین چیزهایی که به بچه ها یاد می دهیم این است که چه طور اعضای مختلف بدنشان را نام ببرند. هرچه بزرگتر می شوند این مکالمه باید یک قدم جلوتر برود. باید بدانند بعضی از اعضای بدنشان خصوصی است و فقط به خودشان تعلق دارد.

همان طور که به کودکان یاد می دهیم در هنگام آتش سوزی چه کارهایی انجام دهند، باید به آنها بیاموزیم اگر کسی به صورت نامناسب لمسشان کرد یا آنان را مجبور کرد که دیگران را به صورت نامناسبی لمس کنند، چه کار کنند. پیام اصلی کتاب « بدن من مال خودمه» این است: اگر کسی لمستان کرد، بیایید و بگویید!

متأسفانه اکثریت اعظم کودکان سوءاستفاده جنسی را فوراً افشا نمی کنند؛ در نتیجه سوءاستفاده بیشتر و جدی تر می شود. سکوت کودک دلایل زیادی دارد. شاید سوءاستفاده گر به او گفته که این یک راز (بین خودشان )است. شاید کودک تصور می کند که خودش مقصر بوده است. اگر آموزش ندیده باشد که بدنش متعلق به خودش است، شاید برای فهم اینکه در معرض رفتاری اشتباه است هنوز خیلی کوچک باشد. هر کودک فارغ از جنسیت، سن، و پیشینه ممکن است قربانی سوءاستفاده باشد؛ با این وجود بزرگترها هنوز نمی دانند که چگونه و چه زمانی درباره این موضوع با کودکان شان حرف بزنند. کتاب بدن من مال خودمه برای بچه های ۳ تا ۸ سال نوشته شده است و به شما کمک میکند تا راجع به امنیت و حریم خصوصی فرزندانتان به روشی مستقیم و محبت آمیز با آنان حرف بزنید.

جیل استاریشفسکی

«پایان»


این داستان ، توسط سایت ایپابفا از روی متن PDF ، استخراج، تایپ و تنظیم شده است.

«کتاب های قدیمی را احیا کنیم!»



درباره هادی قربانی

دانش آموخته ادبیات انگلیسی، آشنا با فرایند OCR و ساخت کتاب های ایپاب برای دست افزارها، علاقمند به بازآفرینی و بازخوانی کتاب های قدیمی و قصه های خاطره انگیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: محتوای محافظت شده