پدرِ ادوارد گفت: «امروز روزیه که میتونیم کمی باغبونی کنیم! خاک خیلی خوب و محکمه. پس باید کمی خاک رو بکَنیم!»
بخوانیدRecent Posts
انشاء کودکانه: با یه پرستو بهار نمیاد! || قصه پرستوها و فاختهها
پرستوها برگشتهاند، الآن همه میدانند که واقعاً بهار آمده است! همه دوست دارند پرستوها را با آن پرهای آبی براق و منقارهای سفید زیبا ببینند.
بخوانیدداستان کودکانه: کُتی از پوست الاغ || قصهی شاهزاده خانم بهانهگیر
در زمانهای دور پادشاهی زندگی میکرد که خیلی غمگین و ناراحت بود. چون زنی که خیلی دوست داشته یعنی همسرش، مرده بود. پادشاه دختری داشت که خیلی شبیه همسر بیچارهاش بود.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر