موشی روی بدن شیری خفته پرید، شیر از خواب بیدار شد، موش را در چنگال خود گرفت و او را بهطرف دهانش برد.
بخوانیدRecent Posts
قصه آموزنده ازوپ: اندکی تأمل || در هنگام سختی، به گرفتارها فکر کن
روزی روزگاری خرگوشها نشستی برپا کردند و پیش هم از ناامنی زندگیشان و از ترسی که از انسانها، سگها و جانوران دیگر به دل داشتند، نالیدند.
بخوانیدقصه آموزنده ازوپ: آمادۀ نبرد || پیش از واقعه، فکر خطر کن
گرازی کنار درختی ایستاده بود و دندانهای بلند خود را با سابیدن به تنۀ آن، تیز میکرد. روباهی که ازآنجا میگذشت...
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر