در یکی از گردهماییهای جانوران، میمون از جا برخاست و مشغول رقصیدن شد. تمام حاضران از برنامۀ او خوششان آمد و بهشدت برایش کف زدند.
بخوانیدRecent Posts
قصههای ازوپ: گوزن یکچشم || خطر در کمین است
گوزنی که یکچشمش کور بود، برای چرا به ساحل دریا رفت. گوزن که از سوی دریا خطری احساس نمیکرد...
بخوانیدقصههای ازوپ: انتقام به هر بهای ممکن | عاقل خودش را به کشتن نمیدهد
زنبوری روی سرِ ماری جا خوش کرد و با نیشهای پیدرپی خود او را آزار داد.
بخوانید
ایپابفا: دنیای کودکی قصه های صوتی کودکان، داستان و بیشتر