بایگانی برچسب: گرگ

داستان کودکانه: سه بچه خوک || خانه را از چه چیزهایی می‌سازند؟

کتاب-داستان-کودکانه-سه-بچه-خوک-و-گرگ-شکمو-(11)-

روزی روزگاری در زمان‌های قدیم، سه بچه خوک بودند که با پدر و مادرشان زندگی می‌کردند، روزی از روزها، پدر به بچه‌ها گفت: «شماها دیگر بزرگ شده‌اید. باید بروید و هرکدام خانه‌ای برای خودتان بسازید.»

بخوانید

قصه‌های لافونتِن: داستان اسب و گرگ || گول نزن! گول نخور!

قصه-های-لافونتن-داستان-اسب-و-گرگ

قصه آموزنده: چون زمستان پایان یافت و بهار آمد و درختان سبز شدند و پونه‌ها گل کردند گرگی که تمام زمستان در لانه مانده بود و خیلی گرسنه شده بود در جستجوی خوراکی از خانه بیرون آمد و به هر سو می‌گشت.

بخوانید

قصه‌های لافونتن: داستان گرگ و بره || دیوار حاشا بلند است

قصه-های-لافونتن-داستان-گرگ-و-بره

قصه‌های لافونتن نوشته: ژان دو لا فونتن ترجمه: احمد نفیسی داستان گرگ و بره روزی برۀ کوچکی از تشنگی خود را به نهر آبی رساند و آب صاف آن را نوشید. همین‌که تشنگی او از میان رفت به فکر افتاد که سر و تن خود را در آب بشوید. هنگامی‌که …

بخوانید

قصه کودکانه: گرگی که آواز می‌خواند || گوسفند زرنگ و گرگ نادان

قصه-کودکانه-گرگی-که-اواز-می-خواند

داستان کودک: یکی بود یکی نبود. گرگ خاکستری درنده‌ای در جنگلی زندگی می‌کرد. زندگی گرگ بدون دردسر می‌گذشت؛ اما همسایه‌هایش از دست او آرامش نداشتند. البته نه‌فقط به این خاطر که گرگ مانند راهزن‌ها عمل می‌کرد و خوب و بد را از هم تشخیص نمی‌داد.

بخوانید

داستان خواب کودکان: شنل قرمزی

قصه-کودکانه-شنل-قرمزی

داستان کودک: روزی روزگاری، دختری بود که مادربزرگش به او یک شِنِلِ زیبایِ قرمز داده بود. دختر کوچولو این شنل را خیلی دوست داشت. آن‌قدر این شنل را دوست داشت که هیچ‌وقت دلش نمی‌خواست آن را از تنش دربیاورد.

بخوانید

قصه کودکانه: گرگ و بره || برای حل مشکل، فکرت را به کار بینداز!

قصه-کودکانه-گرگ-و-بره

قصه کودک: هوا کم‌کم تاریک می‌شد که چوپان، گلۀ گوسفندان را از چراگاه جمع کرد و راه آغل را در پیش گرفت. تنها برۀ بازیگوش بود که با پروانه‌های زیبا مشغول بازی بود، بی‌خبر از اینکه گله خیلی از او دور شده است.

بخوانید
سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.