بایگانی برچسب: مترسک

داستان نوجوانه: مترسک و موتورسیکلت || داستان یک خر

زمستانِ سرد همه‌جا را فراگرفته بود. مردان روستای علی‌آباد در این برف و یخبندان روزها هم در خانه بودند و تمامِ وقت زیر کرسی روزگار می‌گذراندند. زن‌ها از صبح زود برمی‌خاستند و گاوهای شیرده را می‌دوشیدند و شیر داغ می‌کردند تا ماست درست کنند.

بخوانید

داستان کودکانه: مترسک || داستان گنجشک فداکار

کتاب داستان کودکانه مترسک (7)

در یک مزرعه، گنجشکی زندگی می‌کرد. لانه‌اش در آلاچیقی که وسط مزرعه بود و سقف آن از سایه‌های سبز گندم پوشیده شده، قرار داشت و با خورشید خانم همیشه دربارۀ زیبایی مزرعه و شقایق‌های آن حرف می‌زد.

بخوانید

داستان کودکانه: آدم‌برفی و مترسک || به یکدیگر کمک کنیم

همه‌جا پر از برف بود. در یک مزرعه، یک مترسک و یک آدم‌برفی کنار هم نشسته بودند. آدم‌برفی یک کلاه و شال‌گردن قرمز، یک جفت دست بلند چوبی، دوتا چشم سیاه زغالی، یک بینی هویجی و سه تا دگمه‌ی فندقی داشت. مترسک هم لباس‌هایی کهنه به تن داشت.

بخوانید

داستان کودکانه: باب و اژدها || شیطنت مترسک

کتاب-داستان-کودکانه-باب-و-اژدها

قصه کودکانه: باب بستۀ عایق را داخل بیل ماک گذاشت. بعد رو به ماک و بقیه ماشین‌ها گفت: «خب بچه‌ها! عجله کنید! باید به خانه خانم پوتس برویم!» ماک پرسید: «برای چه؟» وِندی گفت: «برای اینکه اتاق زیرشیروانی او را عایق کنیم...

بخوانید

قصه مصور کودکانه: عروسک مهربان || لولو، مترسک تنها

در وسط یک مزرعه، در میان گل‌های گندم مترسکی به اسم «لولو» ایستاده بود. «لولو» صورتی ترسناک اما قلبی مهربان داشت. بزرگ‌ترین آرزوی او این بود که با پرنده‌ها و حیوانات دوست شود.

بخوانید
سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.