نوبیتکس کانال تلگرام سایت قصه و داستان ایپابفا

Tag Archives: خر

قصه کودکانه پیش از خواب: خر آوازه‌ خوان / نیروی اتحاد و همدلی

قصه-های-شب-برای-کودکان-ایپابفا-خر-آوازه‌خوان

مردی الاغی داشت. الاغ سال‌های سال کار کرده و پیر شده بود و دیگر جان کار کردن نداشت. روزی صاحب الاغ تصمیم گرفت آن را از خانه بیرون کند، چون حیفش می‌آمد که به آن کاه و علف بدهد. الاغ فهمید که دیگر جای ماندن نیست و از خانه‌ی صاحبش بیرون رفت

بخوانید

قصه کودکانه: ماشینی به‌جای الاغ | دل شکستن هنر نمی باشد

قصه کودکانه ماشینی به‌جای الاغ (1)

میگِل در یک روستای کوچک و زیبا زندگی می‌کرد. او با الاغ مهربانش هرروز به گردش می‌رفت. بعضی وقت‌ها هم الاغش در کارهای مزرعه به او کمک می‌کرد. وقتی میگل میوه‌های مزرعه‌اش را جمع می‌کرد سبدهای میوه را پشت الاغش می‌گذاشت و به بازار می‌برد.

بخوانید

قصه کودکانه: عرعرک به دریا می‌رود | دوستی ماهی و خر

قصه-کودکانه-پیش-از-خواب-عرعرک-به-دریا-می‌رود

عرعرک یک الاغ کوچک بود. او دوست داشت به دریا برود و آنجا را ببیند. از حرف‌های صاحبش فهمیده بود که دریا زیاد دور نیست. جای خیلی قشنگی است، پر از آب است. یک روز با خود گفت: «خسته شدم از بس کار کردم. هرروز کار، هرروز کار.

بخوانید

قصه صوتی کودکانه: الاغ زنگوله‌دار || بخش 1 و 2 (کامل)

قصه-صوتی-کودکانه-الاغ-زنگوله-دار-

یکی بود یکی نبود. زیر این طاق کبود، چشمه و دریا بود، جنگل و صحرا بود، مهتاب و ستاره بود، ابر پاره پاره بود و دهی بود قشنگ، کوچه هاش دراز و تنگ، خانه ها خشت و گلی، تپه ها به رنگ سبز مخملی، پیرهن رودخونه اش آبی بود...

بخوانید

داستان نوجوانه: مترسک و موتورسیکلت || داستان یک خر

داستان نوجوانه: مترسک و موتورسیکلت || داستان یک خر 1

زمستانِ سرد همه‌جا را فراگرفته بود. مردان روستای علی‌آباد در این برف و یخبندان روزها هم در خانه بودند و تمامِ وقت زیر کرسی روزگار می‌گذراندند. زن‌ها از صبح زود برمی‌خاستند و گاوهای شیرده را می‌دوشیدند و شیر داغ می‌کردند تا ماست درست کنند.

بخوانید