نوبیتکس کانال تلگرام سایت قصه و داستان ایپابفا

Tag Archives: ثروت

قصه کودکانه: سه ارثیه / پدری که راه ثروت را به فرزندانش آموخت

قصه-های-شب-برای-کودکان-ایپابفا-سه-ارثیه

مردی سه پسر داشت. روزی سه پسرش را صدا کرد و به اولی یک خروس، به دومی یک داس و به سومی یک گربه داد. بعد به آن‌ها گفت: «من دیگر پیر شده‌ام و مرگم نزدیک است. برای همین می‌خواهم آینده‌ی شما را تأمین کنم.

بخوانید

افسانه های مغرب زمین: سلطانی که عاشق پول بود

افسانه-های-مغرب-زمین-ایپابفا-سلطانی-که-عاشق-پول-بود

در کشوری سلطانی زندگی می‌کرد که خیلی خسیس بود. او شب‌ها خوابش نمی‌برد. می‌ترسید که دزدها پول‌ها و جواهراتش را بدزدند. به همین دلیل پول‌ها و جواهراتش را در بالاترین طبقه ساختمان پنهان کرده بود.

بخوانید

داستان کودکانه: بسته‌ی بزرگ || سرانجامِ ولخرجی کردن

داستان-کودکانه-بسته‌ی-بزرگ-(1)-

روزی روزگاری، مرد پیری با همسرش زندگی می‌کرد. آن‌ها یک خانه‌ی کوچک داشتند و خانه‌ی آن‌ها یک حیاط داشت و از زندگی‌شان خیلی راضی بودند. آن‌ها دوستان و همسایگان خوبی داشتند و همه‌چیزشان را با آنان قسمت می‌کردند.

بخوانید

داستان کودکانه و آموزنده: کفاش و کیسه طلا || پول خوب است

داستان-کودکانه-کفاش-و-کیسه-طلا

داستان کودک: روزی روزگاری، کفاش فقیری زندگی می‌کرد که همیشه شاد و سرحال بود. او آن‌قدر خوشحال بود که تمام روز آواز می‌خواند. بچه‌ها دوست داشتند که دور پنجرۀ او جمع شوند و به آوازهایش گوش کنند.

بخوانید