کانال تلگرام سایت قصه و داستان ایپابفا

بایگانی برچسب: تنبلی

قصه شب کودک‌: الاغ تنبل || تنبلی خیلی زشته!

قصه-شب-کودکانه-الاغ-تنبل

داستان شب: روزی روزگاری در یک روستا مردی بود که دو الاغ داشت. این الاغ‌ها سال‌ها بود که برای مرد روستایی کار می‌کردند. مرد روستایی هرروز با این الاغ‌ها علف و چیزهای دیگر به دوروبر روستا می‌برد

بخوانید

قصه کودکانه: الاغ و بار نمک || تنبلی موقوف!

قصه-کودکانه-الاغ-و-بار-نمک

قصه کودک: عصر یک روز گرم تابستان بود. الاغی با چند کیسه پر از نمک، راه درازی را در یک کوهپایه در پیش داشت. خورشید همچنان گرم و سوزان بر الاغ و صاحبش می‌تابید.

بخوانید

داستان کودکانه آموزنده: کی من را به خانه می‌برد؟ || قصه دختر تنبل

داستان-کودکانه-ایتالیایی-کی-من-را-به-خانه-می-برد-قصه-دختر-تنبل

قصه کودک: یکی بود یکی نبود. دختر کوچولویی بود که توی یک ده کوچک زندگی می‌کرد. این دختر کوچولو کمی تنبل بود. دلش می‌خواست همۀ کارش را دیگران بکنند. او حتی حوصله نداشت راه برود.

بخوانید

کتاب داستان مصور کودکانه: رنج و گنج || نصیحت کشاورز به پسران تنبل

کتاب داستان مصور کودکانه گنج و رنج

روزی روزگاری در گوشه‌ای از این دنیای بزرگ، مرد کشاورزی بود که چهار پسر داشت. پسرها بزرگ شده و به سن جوانی رسیده بودند، اما بسیار تنبل بودند و هرگز در کار کشاورزی به پدر پیرشان کمک نمی‌کردند.

بخوانید

داستان زیبا و آموزنده: دزدی در ده || قصه شب برای کودکان

قصه-شب-برای-کودکان-دزدی-در-ده

روزی روزگاری در دهکده‌ای دوردست پسری به نام «غلام» با مادر پیرش زندگی می‌کرد. او اهل کار کردن نبود و همیشه دوست داشت به‌راحتی پول دربیاورد.

بخوانید

داستان زیبا و آموزنده: سه بچه خرس || قصه شب برای کودکان

قصه-شب-برای-کودکان-سه-بچه-خرس

یکی بود یکی نبود، توی یک جنگل بزرگ که حیوانات زیاد و خطرناکی هم داشت یک خرس با سه تا بچه‌اش زندگی می‌کردند. مادر همیشه مواظب بچه‌ها بود تا توسط حیوانات وحشی آسیب نبینند.

بخوانید

داستان زیبا و آموزنده: سنجاب قهوه‌ای تنبل || قصه شب برای کودکان

قصه-شب-برای-کودکان-سنجاب-قهوه‌ای-تنبل

یکی بود یکی نبود. وسط یک جنگل پردرخت و پوشیده از گل و گیاه، یک باغ گردو بود که هرسال، با گردوهای خوشمزه‌ی زیاد، برای استفاده‌ی ساکنان جنگل و حیوانات، به بار می‌نشست.

بخوانید

داستان زیبا و آموزنده: ماجرای خر و گاو || قصه شب برای کودکان

قصه-شب-برای-کودکان-ماجرای-خر-و-گاو

مردی روستایی یک خر و یک گاو داشت که آن‌ها را باهم در طویله می‌بست. خر را برای سواری نگاه می‌داشت، اما گاو را به صحرا می‌برد و به خیش می‌بست و زمین شخم می‌زد

بخوانید
سایت تخصصی قصه و داستان کودکان و نوجوانان - در ایپاب‌فا می‌توانید صدها داستان کودک، قصه کودک، داستان کوتاه و سایر مطالب مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان را مطالعه کنید.