قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / داستان / داستان های امام جواد (ع)

داستان های امام جواد (ع)

دانشنامه امام جواد علیه السلام

نویسنده : جمعی از نویسندگان
ناشر : پایگاه تخصصی عاشورا

حرف زدن امام جواد (ع) با حیوانات

ابن حمزه روایت کرده است: از علی بن اسباط نقل شده که گفت: همراه امام جواد علیه السلام، در حالی که بر الاغی سوار بود، از کوفه بیرون رفتیم، به رمه گوسفندی برخورد کردیم که ناگهان، گوسفندی از رمه جدا شد و در حالی که بانک و فریاد (ناله) می …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد (ع) از غیب و نهان

راوندی نقل کرده است: از قاسم بن محسن روایت شده که گفت: بین راه مکه و مدینه بودم، عرب بیابانگرد، مستمندی بر من گذشت و چیزی از من خواست، دلم به حالش سوخت وک قرص نان بیرون آورده، به او دادم: چون از من گذشت، گردبادی برخاست که عمامه از …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد (ع) از باطن اشخاص

کلینی روایت کرده است: از محمد بن ابی العلاء نقل شده که گفت: ازحیی بن اکثم، قاضی سامراء بعد از تلاش فراوان جهت دسترسی به او و مناظره و گفتگو و تماس مداوم با وی و سؤال از علوم آل محمد صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که …

ادامه مطلب

آثار خواندن سوره های مبارکه «نوح» و «قدر» از دیدگاه امام جواد علیه السلام

کلینی روایت کرده است: از ابو عمرو حذاء که گفت: حال و روز بدی پیدا کردم، لذا نامه ای به امام جواد علیه السلام نوشتم (و از حضرت چاره خواستم) حضرت در جوابم نوشتند: مداومت کن بر خواندن سوره نوح سپس این سوره مبارکه را یکسال خواندم و نتیجه ای …

ادامه مطلب

معجزه عبور امام جواد (ع) از دجله

حضرت امام محمد تقی علیه‌السلام فرمود: هر کس به فهم و رأی خود اعتماد کند و با کسی مشورت نکند، خود را در خطر افکنده است.از محمد بن یحیی روایت شده که گفت: حضرت جواد علیه‌السلام را در شط دجله ملاقات کردم که می‌خواست عبور کند، من دیدم که آب …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد (ع) به زبان حیوانات

ابن حمزه روایت کرده است: از علی بن اسباط نقل شده که گفت: همراه امام جواد علیه السلام، در حالی که بر الاغی سوار بود، از کوفه بیرون رفتیم، به رمه ی گوسفندی برخورد کردیم که ناگهان، گوسفندی از رمه جدا شد و در حالی که بانک و فریاد (ناله) …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد (ع) از غیب و نهان

راوندی نقل کرده است: از قاسم بن محسن روایت شده که گفت: بین راه مکه و مدینه بودم، عرب بیابانگرد، مستمندی بر من گذشت و چیزی از من خواست، دلم به حالش سوخت و یک قرص نان بیرون آورده، به او دادم: چون از من گذشت، گردبادی برخاست که عمامه …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد (ع) از دل ها

محمد بن علی هاشمی، یکی از مخالفان ولایت گوید: بامداد روزی که امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون عروسی کرده بود خدمتش رسیدم و در آن شب دارویی خورده بودم که تشنگی به من دست داده بود و من نخستین کسی بودم که در آن صبح خدمتش رسیدم و نمی‌خواستم …

ادامه مطلب

آزاد کردن اباصلت توسط امام جواد (ع) و طی الارض به هرات

اباصلت هروی می‌گوید: بعد از دفن حضرت رضا علیه‌السلام، مأمون دستور داد که مرا زندانی کنند. پس من تا یک سال در زندان بودم، شبی بیدار نشسته بودم و سینه‌ام تنگ شده بود، پس برای نجات خود از زندان دعا می‌کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد …

ادامه مطلب

آزاد شدن زندانی توسط امام جواد (ع)

شیخ مفید و طبرسی و دیگران روایت کرده‌اند از علی بن خالد که گفت: زمانی در عسکریین در سر من رآی بودم، شنیدم که مردی از شام در قید و بند کرده و آورده‌اند در اینجا و حبس نموده‌اند و می‌گویند او ادعای نبوت و پیغمبری کرده است. من رفتم …

ادامه مطلب

آزاد شدن اباصلت از زندان توسط امام جواد (ع)

اباصلت هروی می گوید: وقتی که در حضور حضرت رضا علیه السلام آماده به خدمت بودم فرمود: ای باصلت: به قبه هارونیه وارد شو و از چهار گوشه‌ی گور هارون مشتی خاک بیاور، حسب الامر امام از چهار گوشه‌ی قبر وی خاک آوردم. امام علیه السلام خاک طرف در قبه …

ادامه مطلب

علم و دانش امام جواد (ع) در مورد پیامبران

مرحوم قطب‌الدین راوندی رضوان الله علیه از حضرت عبدالعظیم حسنی سلام الله علیه حکایت کند: روزی از روزها نامه‌ای برای امام محمد جواد علیه‌السلام نوشتم و سؤال کردم: حضرت ذوالکفل علیه‌السلام – که پیامبر الهی است – نامش چه می‌باشد؟ و آیا او از پیغمبران مرسل بوده است؟ امام علیه‌السلام …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد(ع) از باطن میهمان خود

علی بن محمد هاشمی حکایت کند: در آن شبی که حضرت ابوجعفر، امام محمد تقی علیه‌السلام مراسم عروسی داشت، من مریض بودم، در بستر بیماری افتاده و مقداری دارو خورده بودم. چون صبح گشت، حالم بهتر شد و به دیدار و ملاقات آن حضرت رفتم و اول کسی بودم که …

ادامه مطلب

آگاهی امام جواد(ع) از اسرار زنان و کناره‌گیری

یکی از اصحاب حضرت جواد الأئمه علیه‌السلام، به نام ابوهاشم، داوود بن قاسم جعفری حکایت کند: زمانی که امام محمد جواد علیه‌السلام در شهر بغداد ساکن بود، روزی به منزل ایشان وارد شدم و در مقابل حضرت نشستم، لحظه‌ای بعد از آن یاسر خادم آمد و حضرت به او خوش …

ادامه مطلب

شجاعت امام جواد (ع): آدم خوش گمان هرگز نمی هراسد

روزی مأمون – خلیفه‌ی عباسی – به همراه برخی از اطرافیان خود به قصد شکار عزیمت کرد. پیش از آن که آنان از شهر خارج شوند، در مسیر راه به چند کودک برخورد کردند که مشغول بازی بودند. همین که بچه‌ها چشمشان به خلیفه‌ی عباسی و همراهانش افتاد، همگی فرار …

ادامه مطلب