قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / داستان های بحارالانوار / پیش گویی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره ستم زبیر به علی علیه السلام
یوزبیت

پیش گویی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره ستم زبیر به علی علیه السلام

ابن مرودیْه در کتاب فضایل از هشت طریق روایت کرده است: امیرالمؤمنین علی علیه السلام به زبیر گفت: آیا به یاد داری روزی را که به مدینه می رفتی و با من گفت و گو می کردی. در این هنگام، رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و تو را در حالی که به من لبخند می زدی، دید. ایشان به تو گفت: ای زبیر، آیا علی را دوست داری؟ گفتی: چگونه  او را دوست نداشته باشم، در حالی که از نظر خویشاوندی و دوستی [با پیامبر] و ایمان به خدا، کسی هم پایه او نیست. پیامبر فرمود: همانا تو به زودی با او خواهی جنگید، در حالی که نسبت به او ستم کار خواهی بود. گفتی: از این حادثه به خدا پناه می برم.

در روایت های زیادی آمده است که علی علیه السلام به زبیر گفت: پیامبر به تو فرمود: ای زبیر! با او (علی) خواهی جنگید، در حالی که ستم کار خواهی بود. زبیر گفت: از این واقعه به خدا پناه می برم.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: از این مسأله بگذریم. تو با من بیعت کردی؛ در حالی که فرمان بردار بودی. سپس آمدی؛ در حالیکه قصد جنگ داشتی. زبیر گفت: به خدا سوگند، با تو نخواهم جنگید. عبدالرحمان بن ابی لیلی گفت: پسرش، عبداللّه (پسر زبیر) با او ملاقات کرد و به او گفت: تو فقط برای ترس با علی علیه السلامنمی جنگی. زبیر گفت: ای پسر، مردم می دانند که من شخص ترسویی نیستم، ولی علی علیه السلامچیزی را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده بودم، به یادم آورد. ازاین رو، سوگند خوردم که با او نجنگم، پسرش گفت: فلان غلامت را به عنوان «کفّاره» سوگندت آزاد کن تا بتوانی با او بجنگی.

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت