قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / داستان های امام رضا (ع) / مناظره امام رضا (ع) با پیروان مکاتب مختلف در بصره
یوزبیت

مناظره امام رضا (ع) با پیروان مکاتب مختلف در بصره

نه تنها کاخ مأمون به برکت وجود امام (ع) کانون بحث و مناظرات علمی شد، و به وسیله ی امام علی بن موسی الرضا (ع) نور آفتاب، اسلام – علی رغم خواسته ی مأمون از آن جا به نقاط دوردست تابید، که در بصره نیز یک بار چنین ماجرایی اتفاق افتاد زیرا:

بصره دروازه ی عراق، و در آن زمان یکی از دروازه های مهم اسلام بود، بسیاری از مکتب ها و مذاهب مختلف که بعد از گسترش اسلام به کانون اسلام راه یافت از دروازه ی بصره بود!

اصولا بندرگاه های مهم در طول تاریخ همیشه این حالت را داشته است (همانند بندرگاه اسکندریه و آتن و استانبول).

بی جهت نیست که امیر مؤمنان علی (ع) در نامه ای که به عبدالله بن عباس نوشته است می فرماید:

«و اعلم ان البصره مهبط ابلیس، و مغرس الفتن، فحادث اهلها بالاحسان الیهم، و احلل عقده الخوف عن قلوبهم».

«بدان بصره محل نزول شیطان و کشتزار فتنه ها است!، با مردمش به احسان رفتار کن، و عقده های ترس را از قلوبشان بگشا [و آغوش اسلام را برای پذیرش آنها باز کن تا به سراغ راه دیگری نروند]».

طبق روایت مشروحی که قطب راوندی در کتاب الخرائج آورده:

هنگامی که آتش فتنه در بصره بالا گرفت، و فرق مختلف و مکتبهای گوناگون آن جا را پایگاه فعالیت خود قرار دادند، امام علی بن موسی الرضا (ع) برای خاموش کردن آتش فتنه با استفاده از یک فرصت کوتاه به «بصره» آمد و با اقوام و گروههای مختلف به بحث و گفتگو نشست، و از همه ی آنها دعوت فرمود که در مجلس حضور یابند، از علمای بزرگ مسیحی گرفته، تا علمای یهودی و کسان دیگر، سپس فصول مختلف انجیل و بشارتی را که از پیامبر اسلام (ص) در آن آمده، تا بشارات اسفار مختلف تورات و زبور همه را برشمرد، و بشارات عهدین را برای آنها دقیقا بازگو کرد و با زبان خودشان با آنها تکلم فرمود آن چنان که حجت بر آنها تمام شد. سپس رو به توده ی مردم مسلمان که در آن مجلس حضور داشتند کرد و در بخشی از سخنانش چنین گفت: ای مردم آیا کسی که با مخالفانش به آیین و کتاب و شریعت خود آنها احتجاج و استدلال کند از همه باانصاف تر نیست؟

عرض کردند آری: فرمود بدانید امام بعد از محمد (ص) تنها کسی است که برنامه های او را تداوم بخشید، و مقام امامت تنها برای کسی زیبنده است که با تمام امتها و پیروان مذاهب مختلف، با کتابهای خود آنها گفتگو کند مسیحیان را با انجیل، و یهودیان را با تورات، و مسلمانان را با قرآن، قانع سازد، و عالم به جمیع لغات باشد، و با هر قومی با زبان خودشان سخن گوید و علاوه بر همه ی اینها با تقوی و پاک از هر عیب و نقصی باشد، عدالت پیشه، باانصاف، حکیم، مهربان، باگذشت، پر محبت، راستگو، مشفق، نیکوکار، امین، درستکار، و مدبر باشد و به این ترتیب حجت را بر اهل بصره تمام کرد و رسالت خود را در پاسداری از حریم اسلام انجام داد.

نکات مهمی که از مناظرات امام به دست می آید

مناظرات امام علی بن موسی الرضا (ع) یک مسأله ی تاریخی و متعلق به گذشته نیست، بلکه از نظر پاسداری از حریم اسلام، و خط مکتبی سرمشق پراهمیت بسیار جامعی برای امروز و هر زمان دیگر است.

جالب این است که در آن روز وسایل ارتباط جمعی مثل امروز گسترده نبود ولی امام از جلسات مناظره دربار مأمون به عنوان یکی از مؤثرترین وسایل ارتباط جمعی آن روز بهره ی کافی گرفت زیرا که اخبار این جلسات به خاطر شرایط خاص حاکم بر آن در سرتاسر کشورهای اسلامی پخش می شد، و از این طریق نه تنها توطئه های تخریبی مأمون را خنثی فرمود، و او را ناکام گذاشت، بلکه جامعه ی اسلامی آن روز را که به دلایل گذشته در شرایط بسیار حساسی از نظر فکری و فرهنگی به سر می برد از انحراف رهایی بخشید.

بعید نیست یکی از دلایل متعدد پذیرش ولایت عهدی تحمیلی مأمون از سوی امام (ع) انجام این رسالت بزرگ باشد (دقت کنید).

به هر حال کیفیت برخورد آن حضرت با پیروان مکاتب مختلف از جهات متعددی برای ما الهام بخش است از جمله:

1- برخورد اسلام با پیروان مکتبهای دیگر قبل از هرچیز باید برخورد منطقی باشد و تا جنگ را بر ما تحمیل نکنند دست به اسلحه نمی بریم و از منطق و استدلال چشم نمی پوشیم، اسلام در گذشته از طریق تبلیغ و منطق پیش رفته و در آینده نیز چنین خواهد بود.

«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی».

2 – قدرت منطق اسلام به قدری است که از منطق مکتبهای دیگر ابدا واهمه ندارد، و به همین دلیل در آغاز انقلاب به همه مجال کافی داده شد تا عقاید خود را نشر دهند و پاسخ خود را بشنوند و حتی در وسایل ارتباط جمعی با سران معروف جمهوری اسلامی مناظره رو یارو داشته باشند، و حتی به آنها که اصلا ایمان به خدا و مکتب انبیا نداشتند آزادی بحث داده می شد، هرچند متأسفانه آنها از این آزادی سوء استفاده کردند و دیدیم برنامه ها به شکل دیگری درآمد، توطئه های گوناگون شروع شد، و برنامه های تخریبی ادامه یافت، و آنچه که ما مایل نبودیم بشود شد.

3- علمای اسلام در هر زمان باید از تمام مکاتب و مذاهب باخبر باشند و بتوانند با منطق خود آنها با آنان سخن بگویند، و برتری آیین اسلام را بر هر مکتب دیگر اثبات کنند، بنابراین بحث از تمام مکتب ها – بدون استثنا – باید در متن دروس حوزه های علمی باشد.

4 – در میان علمای اسلام باید کسانی باشند که با زبانهای زنده ی دنیا آشنایی داشته باشند، و بتوانند به هنگام لزوم، بدون وساطت مترجمین که گاه بر اثر ناآگاهی، و گاه اعمال غرض شخصی، مسائل را تحریف می کنند، با اهل زبانهای دیگر سخن بگویند، و از این جا ضرورت تدریس زبان در کنار حوزه های علمی احساس می شود.

5 – علمای اسلام باید از وسایل ارتباط جمعی موجود در جهان حداکثر بهره گیری را بکنند، و صدای اسلام و تعلیمات قرآن را به گوش همه جهانیان برسانند و بدیهی است این کار بدون وجود یک حکومت نیرومند اسلامی کار بسیار مشکلی است، چرا که حکومتهای دیگر هرگز چنین مجال و فرصتی را به پیروان مکتب اسلام نمی دهند، و نه تنها با سانسور شدید مانع از نشر دعوت اسلام می شوند که با خفقان و سلب آزادی نفس ها را در سینه ها حبس می کنند.

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت