قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / داستانهای شگفت / رؤیای صادقانه
یوزبیت

رؤیای صادقانه

مؤ من متقی ( ( ملا علی کازرونی ) ) ساکن کویت که یکی از نیکان بود و خوابهای صحیح و مکاشفات درستی داشت و در سفر حج ملاقات و مصاحبت او نصیب بنده شده بود ، نقل کرد که شبی در عالم رؤ یا بستان وسیعی که چشم ، آخرش را نمی دید مشاهده کردم و در وسط آن قصر باشکوه و عظمتی دیدم و در حیرت بودم که از آن کیست ، از یکی از دربانان پرسیدم گفت این قصر متعلق به ( ( حبیب نجار شیرازی ) ) است .

من او را می شناختم و با او رفاقت داشتم و در آن حال ، غبطه مقام او را می خوردم پس ناگاه صاعقه ای از آسمان بر آن افتاد و یک مرتبه تمام آن قصر و بستان آتش گرفت و از بین رفت مثل اینکه نبود . از وحشت و شدت هول آن منظره ، بیدار شدم دانستم که گناهی از او سر زده که موجب محو مقام او شده است .

فردا به ملاقاتش رفتم و گفتم شب گذشته چه عملی از تو سر زده گفت هیچ ، او را قسم دادم و گفتم رازی است که باید کشف شود ، گفت شب گذشته در فلان ساعت با مادرم گفتگویم شد و بالاخره کار به زدنش کشید ، پس خواب خود را برایش نقل کردم و گفتم به مادرت اذیت کردی و چنین مقامی را از دست دادی .

مستفاد از روایات و آیات آن است که بعضی از گناهان کبیره حبط کننده و از بین برنده اعمال صالحه و کردارهای نیک است چنانچه در ( ( عده الداعی ) ) است که رسول خدا6 فرمود : ( ( هرکس یک مرتبه بگوید : لااِلهَ اِلا اللَّهُ درختی در بهشت برایش غرس می شود

شخصی گفت یا رسول اللّه ! پس ما در بهشت درخت بسیاری داریم .

حضرت فرمود : ( ( بترس از اینکه آتشی بفرستی و آنها را آتش بزنی ) ) .

از این قسم گناه کبیره است حقوق والدین یعنی اذیت کردن و آزار رسانیدن به پدر یا مادر و در رساله گناهان کبیره این مطلب مفصلا یادآوری شده به آنجا مراجعه شود .

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت