قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / معجزات حضرت ابالفضل (ع) / داش علی ، جاهلی که مرید ابالفضل(ع) شد
یوزبیت

داش علی ، جاهلی که مرید ابالفضل(ع) شد

یکی از جاهلهای محل ما (داش علی ) بود، که چند سال پیش فوت شد.

در زمان حیاتش یک روز من از توی بازار رد می شدم ، دیدم (داش علی ) بازار را قُرقُ کرده و چاقویش را هم دستش گرفته و یک نفس کش جرأ ت نطق نداشت ، آن روزها هنوز ماشین و اتومبیل نبود، من با قاطر به مجالس (سوگواری حضرت سیدالشهداء (ع )) می رفتم . از سرگذر که رد شدم متوجه شدم که مرا دید و تا چشمش به من افتاد، گفت : از قاطر پیاده شو، پیاده شدم گفت : کجا می روی ؟

دیدم مست مست است ، و باید با او راه رفت ، گفتم : به مجلس روضه می روم ، گفت : (یک روضه ابوالفضل همینجا برایم بخوان ،) چون چاره ای نداشتم ، یک روضه (اباالفضل (ع )) برایش خواندم ، (داش علی ) بنا کرد گریه کردن ، اشکها روی گونه اش می غلتید و روی زمین می ریخت ، چاقویش را غلاف کرد و قرق تمام شد (بعد فهمیدم همان روضه کارش را درست کرده و باعث توبه اش شده بود.)

چند سال بعد داش علی مُرد، چند شب بعد از فوتش او را در خواب دیدم ، حال او را پرسیدم ، مثل اینکه می دانست می خواهم وضع شب اول قبرش را بپرسم .

گفت : راستش اینست که تا آمدند از من سئوالاتی بکنند، سقائی آمد (مقصودش حضرت ابوالفضل (ع ) بود) و فرمود: (داش علی غلام ما است کاری به کارش نداشته باشید.)

خیل ملک ملتجی بنام ابوالفضل (ع )

جن و بشر سر بسر غلام ابوالفضل (ع )

هر که بود در دلش فروغ ولایت

می شود آگاه از مقام ابوالفضل (ع )

بوسه بخاک درش زنند به اخلاص

پادشهان بهر احترام ابوالفضل (ع )

بر سر بام جهان همیشه نوازد

کوی شهامت فلک بنام ابوالفضل (ع )

اهل وفا نیست هر کسی که نیاموخت

درس وفاداری از مرام ابوالفضل (ع )

ساقی دوران بدشت کرببلا ریخت

باده رنج و الم بجام ابوالفضل (ع )

جور مخالف ببین که بر لب دریا

خشک شد از قحط آب کام ابوالفضل (ع )

گشت قیامت بپا بخیمه چو دیدند

در پی آب روان قیام ابوالفضل (ع )

چشم فلک خیره شد چو دید بمیدان

چهره همچون مه تمام ابوالفضل (ع )

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت