قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / داستانهای شگفت / اخبار از خیال
یوزبیت

اخبار از خیال

حاج مؤ من مزبور – علیه الرحمه – نقل کرد از مرحوم عالم کامل جناب حاج سیدهاشم امام جماعت مسجد سردزک که روزی پس از نماز جماعت منبر رفته بود و در مسئله لزوم حضور قلب در نماز و اهمیت آن ، مطالبی می فرمود ضمنا فرمود روزی در این مسجد پدرم ( مرحوم آقای حاج سید علی اکبر یزدی – اعلی اللّه مقامه ) می خواست نماز جماعت بخواند و من هم جزء جماعت بودم ، ناگاه مردی در هیئت اهل دهات وارد شد و از صفوف جماعت عبور کرد تا صف اول پشت سر پدرم قرار گرفت . مؤ منین از اینکه یک نفر دهاتی در محلی که باید جای اهل فضل باشد آمده سخت ناراحت شدند او اعتنایی نکرد و در رکعت دوم در حال قنوت ، قصد فرادا نمود و نمازش را تمام کرد ، همانجا نشست و سفره ای که همراه داشت باز نمود و شروع به خوردن نان کرد . چون از نمازفارغ شدیم ، مردم از هرطرف به او حمله کردندو اعتراض نمودندواوهیچ نمی گفت ! پدرم متوجه مردم شدوگفت : چه خبر است ؟ گفتند : امروز این مرد دهاتی جاهل به مسئله آمده صف اول ، پشت سر شما اقتدا کرده ، آنگاه وسط نماز قصد فرادا کرده وبعد نشسته چیز می خورد .

پدرم به آن شخص گفت چرا چنین کردی ؟ در جواب گفت : سبب آن را آهسته به خودت بگویم یا در این جمع بگویم ؟ پدرم گفت در حضور همه بگو .

گفت : من وارد این مسجد شدم به امید اینکه ازفیض نماز جماعت با شما بهره ای ببرم ، چون اقتدا کردم اواسط حمد دیدم شما از نماز بیرون رفتید و در این خیال واقع شدید که من پیر شده ام و از آمدن به مسجد عاجزم ، الاغی لازم دارم که سواره حرکت کنم ، پس به میدان الاغ فروشها رفتید و خری را انتخاب کردید ودر رکعت دوم در خیال تدارک خوراک الاغ و تعیین جای او بودید که من عاجز شدم و دیدم بیش از این سزاوار نیست و نمی توانم با شما باشم نماز خود را تمام کردم .

این را گفت و سفره را پیچید و حرکت کرد . پدرم بر سر خود زد وناله نمود و گفت : اینمرد بزرگی است او را بیاورید که مرا به او حاجتی است . مردم رفتند که اورا برگردانند ناپدید گردید و تا این ساعت دیگر دیده نشد .

پس باید متوجه بود که هیچوقت به نظر حقارت به مؤ منی نباید نگریست یا عمل او را که محمل صحیح دارد ، مورد اعتراض قرار داد ؛ زیرا ممکن است همان شخصی که مورد تحقیر واقع شده به واسطه نداشتن جهات ظاهریه ای که خلق آنها را میزان شرافت و لزوم احترام قرار داده اند ، نزد خدا عزیز و گرامی باشد و ندانسته دوست خدا را اهانت کرده و خود را مورد قهر و غضب خداوند قرا دهند .

ونیزممکن است دوست خدا عمل صحیحی بجا آورد و شخص به واسطه حمل به صحت نکردنش او را مورد اعتراض قرار دهد و دلش را بشکند .

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت