قالب وردپرس افزونه وردپرس
یوزبیت
خانه / مقامات مردان خدا / آتش متعرّض خرمن نشد
یوزبیت

آتش متعرّض خرمن نشد

حضرت آیه الله ( شیخ محمد علی اراکی ) نقل فرمود :

پدرم نقل کرد که آخوند کبیر ( ملا محمد ، پدر مرحوم آقا ضیاء عراقی ) ارتزاقش از یک قطعه زمینی در همان اطراف سلطان آباد ( اراک ) بود . زراعت می کرد ونان سال خودش وعیالش از همان قطعه زمین بود .

یک وقت که حاصل زمین را در خرمنگاه جمع کرده بودند در اطرافش هم خرمنهائی بوده است ، کسی عمداً یاسهواً آتش روشن می کند . باد هم بوده وآتش افتاده بوده توی خرمنها . به محض افتادن آتش ، خرمن ها آتش می گیرد ، آتش همه خرمن ها را می گیرد .

کسی به آخوند می گوید : چرا نشسته ای ؟ نزدیک است آتش خرمن شما را بگیرد . آخوند تا این را می شنود عبا وعمامه را بر می دارد وقرآن را

به دست می گیرد و به بیابان می رود و رو به آتش می گوید : ای آتش ! این نان خانواده واهل وعیال من است ترا به این قرآن قسم به این خرمن متعرّض نشو !

پدرم می گفت : تمام آن قبّه ها ( کپّه های خرمن ها ) که در اطراف بود خاکستر شد واین یکی ماند . هر کس که می آمد ، انگشت به دهان می گرفت و متحیّر می شد که این چه جور سالم مانده ! ولی من از قضیه خبر داشتم .

پدر مرحوم آقا ضیاء ( عراقی ) اینطور شخصی بوده است رحمه الله علیهم .

یوزبیت

درباره هادی قربانی

دانش آموخته زبان و ادبیات انگلیسی، علاقمند به بازتولید متن قصه و داستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یوزبیت